اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

دکسترومتورفان

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • #46
    نوشته اصلی توسط Kayvan نمایش پست ها
    اگر قرار است صحبت‌های پزشکی را جدی گرفت، فقط DMT تولید و مصرف شود که ماده تولیدی بدن است. صددرصد بدون عوارض است، اشراق سریع و خروج راحت دارد، در مقابل DXM، با عدم عارضه دویست‌درصد که شفا هم می‌دهد بر حسب تجربه کلان و فردی که حتی کریس راک بر روی سن در Bigger and Blacker افشا کرد.
    موضوع میزان جدی گرفتن صحبت‌های پزشکی، جدا از زحمت ارزشمند اهالی این بحثکده در بیان مسائل مواد تأثیر گذار بر هشیاری، در تناقض با فرض افرادی است که ماوراء الطبیعه را جدی گرفته‌اند. یعنی علم پزشکی و شیمی، مبتنی بر پارادایمی است که دنیا، فقط این عالم است، درحالیکه هدف اصلی مصرف٬ حداقل خود من، عبور از آن پارادایم است. یعنی عدم کارکرد قوانین فیزیک، ممکن فرض شده و فرض هم جواب داده. ولی تبلیغات رسمی در این پارادایم، ترویج ترس در استفاده از این مواد توسط مقالات آکادمیک است. نکته مهم این است که برداشت ارائه شده در آن گونه مقالات صحیح نیست و اشکالات منطقی دارد. که خود دلیلی بر مشکلات این پارادایم و لزوم خروج از آن است.

    Comment


    • #47
      نوشته اصلی توسط Kayvan نمایش پست ها
      موضوع میزان جدی گرفتن صحبت‌های پزشکی، جدا از زحمت ارزشمند اهالی این بحثکده در بیان مسائل مواد تأثیر گذار بر هشیاری، در تناقض با فرض افرادی است که ماوراء الطبیعه را جدی گرفته‌اند. یعنی علم پزشکی و شیمی، مبتنی بر پارادایمی است که دنیا، فقط این عالم است، درحالیکه هدف اصلی مصرف٬ حداقل خود من، عبور از آن پارادایم است. یعنی عدم کارکرد قوانین فیزیک، ممکن فرض شده و فرض هم جواب داده. ولی تبلیغات رسمی در این پارادایم، ترویج ترس در استفاده از این مواد توسط مقالات آکادمیک است. نکته مهم این است که برداشت ارائه شده در آن گونه مقالات صحیح نیست و اشکالات منطقی دارد. که خود دلیلی بر مشکلات این پارادایم و لزوم خروج از آن است.
      شاهد قضیه:
      ”... هیچ فردی، دقیقا نمی‌داند کتامین چگونه برای افسردگی کار می‌کند، اما به عنوان یک داروی مجزاگر، آن می‌تواند مشاهده افراد از دنیا را تغییر دهد. دارو ممکن است به وسیله شکستن واقعیت برای مردم دارای افسردگی کار کند. آن می‌تواند قالب‌های افکار منفی واقع را مختل کند. ...“.
      https://www.theguardian.com/society/...P=share_btn_fb

      Comment


      • #48
        نوشته اصلی توسط Kayvan نمایش پست ها
        شاهد قضیه:
        ”... هیچ فردی، دقیقا نمی‌داند کتامین چگونه برای افسردگی کار می‌کند، اما به عنوان یک داروی مجزاگر، آن می‌تواند مشاهده افراد از دنیا را تغییر دهد. دارو ممکن است به وسیله شکستن واقعیت برای مردم دارای افسردگی کار کند. آن می‌تواند قالب‌های افکار منفی واقع را مختل کند. ...“.
        https://www.theguardian.com/society/...P=share_btn_fb
        و برای اینکه LSD عقب نیوفته:
        ... به خاطر لکه ننگ خوردن چند تعدادی از قدرتمندترین ابزار در سلامت مغز و تبدیل به داروی برنامه ریزی شده، مؤثرا هرگونه پیشرفتی که بتواند مؤثر بودنشان را ثابت کند متوقف کرده است. ...
        http://metro.co.uk/2017/06/13/lsd-co...xiety-6706350/

        Comment


        • #49
          یکی به من، pm بده. مشکلاتی است.

          Comment


          • #50
            طبق تجربه، مصرف ورقی قرص‌ها هر چند ساعت با آب کافی بهترین حال رو می‌ده.

            Comment


            • #51
              سلام برای رسیدن به نقطه آستانه اثر قرص دکسترو متروفان باید چند میلی گرم در یک وعده استفاده کرد..ممنون

              Comment


              • #52
                نوشته اصلی توسط Getzmann نمایش پست ها
                سلام برای رسیدن به نقطه آستانه اثر قرص دکسترو متروفان باید چند میلی گرم در یک وعده استفاده کرد..ممنون
                حدود ۳۰۰ به بالا.

                Comment


                • #53
                  آنها برای انجام اعمال نادرست توسط افراد، احتیاج دارند تا اطلاعات صحیح ارائه نشود و تنها بهانه آنها، عدم ظرفیت پذیرش واقعیت توسط مردم است و برای تبلیغ آن مطلب نادرست و ایجاد باور، احتیاج به تربیت افرادی با ظرفیت به ظاهر کم، برای صحنه سازی دارند.

                  تربیت افراد کم اطلاع، فقط به درد سیستم برده‌داری می‌خورد، یعنی دنیا را از آن طریق، به برده بودن کشیده‌اند.
                  ممنوعیت داروهای دیدآور، به بهانه‌های مختلف و در نتیجه عدم ارائه احتیاط‌های لازم و رواج مصرف مواد ناخالص، در راستای پنهان کردن واقعیت است.

                  Comment


                  • #54
                    نوشته اصلی توسط Kayvan نمایش پست ها
                    پس اطلاعاتی که به من رسید صحیح بوده. به گزارش‌های دروازه دوم رویا و labyrinth of penumbra منطبقه. حواست باشه دوست نیستن، حتی اگه کمکی بکنن. اگه به ملکه احساس پیدا کنی، در دامش افتادی. معمولا مردم ملکه رو نمی‌بینن. پس از عبور از اونجا، احتمالا از طریق همون دالانهایی که محافظت می‌شه، می‌تونی بدنت رو که خوابیده، ببینی که دروازه سومه. یعنی وارد رویای اصلی زندگی خودت بشی. که اونوقت، یه آفرین داره.
                    من چند وقت پیش در دالان‌ها بودم. احتمالا، از دروازه دوم عبور کردم و به دروازه سوم رسیدم که اون صدپا هم دنبالم اومده و مادی شده. خوب شد محافظ دالان‌ها، پستاندار نبودند.
                    در گزارش‌های کاستاندا، از رفتن به بیابون‌های زردرنگ صحبت شده، البته در بیداری، ولی نه در هشیاری عادی. در اون بیابون می‌شه به یه شهر قشنگ جواهری، روی زمین، رسید که مقصد اول جادوگرهاست.
                    اون موجوداتی که فقط اضلاع‌شون دیده می‌شه، زنده هستن، نه نقاشی بر روی دیوار و با بالا رفتن انرژی، سطح‌شون هم دیده می‌شه. یعنی در عالم وسط هستی.
                    در ضمن، کتاب‌های کارلوس کاستاندا ترجمه به فارسی، تحریف شده عمدی، توسط همون اسیر کننده‌ها. جریان رو تا خود “مهران کندری“ پی‌گیری کردم. یه کتابی هم منتشر کردن به نام ”چهار میثاق“ که بحث انحرافیه برای انحراف اذهان از افشاگری مهمی که کاستاندا در کتاب آخرش، ”سمت فعال بی‌نهایت“، در ارتباط با جادوی حاکم بر اذهان مردم زمین کرد. خوشبختانه ترجمه انگلیسی کتاب‌ها در دسترسه.
                    خلاصه اینکه داری حال می‌دی. جدی بگیر.
                    دوست عزیز من چندین بار هنر رویا بینی کاستاندا ترجمه مهران کندری و چند بار هم همون کتاب ترجمه فرزاد همدانی رو خوندم ولی این موضوعاتی که شما میگین ندیدم ! من به انگلیسی مسلط هستم آیا نسخه انگلیسی این موضوعاتی که شما میگین داره ؟ تعجبه که این حجم عظیمو مترجم ها حذف کردن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا من الان که خوندم دهنم هنوز از تعجب باز مونده....هر نسخه ی انگلیسی که بخونم فرقی نداره ؟

                    ضمنا کتاب هایی که خوندم تا دروازه ی 4 توضیح دادن سایر دروازه ها چی هست ؟

                    Comment


                    • #55
                      نوشته اصلی توسط Kayvan نمایش پست ها

                      وقتی مردم در زندگی عادی شهودی نسبت به ماوراء ندارن، به جز در خواب و چند رویای نامسنجم، یعنی برنامه قویترین نیروهای حاکم، عدم شهوده و ابتلای مردم به خودپرستی زندگی عادی برای آزار دیگران، جهت کسب قدری لذت یا ارضا. جهت اعمال اون اهداف، اونها از نیروهای مخفی از چشم عادی، همون جادو، استفاده می‌کنن. تبلیغات رسمی هم، ابعاد دیگه وجودی رو انکار می‌کنه. جامعه روانپزشکی هم در دست اونها است، یعنی اگه قدرت جادوی اعمالی به فردی، زیادی شد و فرد متوجه موجودات اطرافش شد، سریعا از جامعه جدا شه و زندانی شه یا داروهای حس‌بند بخوره و از همه مهم‌تر بی‌اعتبار شه و شهودش، توهم و هذیون معرفی بشه. مثلا یکی در تیمارستان گیر بود چند ماهی. من رفتم ملاقاتش و بهش گفتم: اگه کسی در رویا بهت، پولی بده، در بیداری خرجش می‌کنی؟ گفت: نه. گفتم: پس مشاهدات اون طرف رو این طرف خرج نکن. مثلا دقت کن که اکثر پیش‌بینی‌هات، درست درنمی‌آد. با همین یه حرف، فکرش مرتب شد و مجبور شدن ترخیصش کنن. حالا باورت می‌شه کل جامعه روانپزشکی به این حرف نرسیده باشن و من رسیده باشم؟
                      اعضای این گروه، با زحمت و هزار ترس، دنبال همون شهوداتن. پس جریان حاکم، مخالف باز شدن دیده. ولی با بالا رفتن سطح آگاهی مردم، داره شکست می‌خوره، اگه مردم جدی بگیرن. یعنی جدا از احتیاط در مصرف مواد مؤثر بر آگاهی، حواسشون به نیروهای دوروبرشون باشه. مثلا ترس احساس شده در شهودات کاملا مربوط به اون موجوداته٬ ترس از افشاء شدن. اگه حواس به این واقعیت باشه، گذر از ترس راحت می‌شه و اگه بشه از ترس بین خواب و بیداری هم گذر کرد که کار تمومه و دیگه احتیاج به داروی قوی نیست برای شهود.
                      از طرفی، اونها، نیروهاشون از مردمیه با ذهنیت بی‌شرفی، یعنی مردم‌آزارها. اونها مشکلات مردم رو ندارن. دیدشون بازه یا به راحتی باز می‌شه و هدفشون هم، به دست آوردن قدرتهای استیلا بر مردمه که می‌شن همین جادوگرهای مردمآزار بین مردم. مثلا، اگه کسی نگاهی به زن مردم بیندازه، قانون می‌گیردش، ولی اگه با جادو بره سراغ زن مردم نوش‌جان هم بهش می‌گه و شاکی رو می‌فرسته زیر دست همون روانپزشک‌های مذکور. حتما قضیه عباس غفاری، یکی از جادوگرهای محمود احمدی نژاد، رو در خبرها، پیگیری کنین. خودش اعتراف کرد ۳۶۰ زن متأهل رو کشیده داخل خونه. آزادش کردن (عدد ۳۶۰ مربوط می‌شه به تعداد روزهای سال و هر زنایی برای یک روز). اگه او زنها دید داشتن که متوجه جادو می‌شدن و به راحتی در دام نمی‌افتادن. بنابراین باز شدن دید جدیه و از جون گذشتگی می‌خواد برای مقابله.
                      حالا سؤال پیش می‌آد پس کسی که دنبال کنترل مردم نیست، چرا خودش رو درگیر از ما بهترون کنه علاوه بر بدنامی این عالم؟ به نظر من، چاره‌ای نیست. اگه آزاد نشیم در این زندگی، گیریم در اون عالم و زندگی‌های بعد. چه تضمینی هست به آسایش و آرامش. راهی هست به جز تزکیه؟ بالاتر رفتن فهم و شناخت واقعیت؟ وارستگی که راه نجاته، محکش چیه؟ افتادن در مشکلات زندگی برای پس دادن امتحان؟ یا تستش در همون شهودات اکتسابی؟ پس سه راه وجود داره: یکی زندگی در بردگی و بندگی. دومی خدمت به برده‌دارها و إعمال دستورات اونها به مردم اسیر. سومی جنگ برای آزادی با افزایش آگاهی و اطلاعات و إعمال اونها به درون، یعنی تزکیه درون و ذهن و آشتی با دنیا.
                      «چنان که آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر ... یکی را هم او خواندی هم غیر او ... یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من.»
                      توضیح بیشتر؟
                      آفرین بر تو باد ...مشخصه که خیلی درباره ذات هستی تفکر کردی ... نکته ی بردگی که اشاره کردی موضوعیه که کاستاندا بسیار در کتابهاش مورد بحث قرار داده و حتی در کتاب هنر رویا بینی وقتی در انتها با " مرگ ستیز" مواحه میشه در قبال انرژی که به او میخواد بده طلب چیزی نمیکنه و میگه من به عنوان هدیه به شما دادم ! دون خوان هم در تعالیمش اصل رو در جادوگری برای جادوگران عصر جدید رسیدن به " آزادی " میدونه

                      Comment


                      • #56
                        نوشته اصلی توسط Tooraj2009 نمایش پست ها

                        دوست عزیز من چندین بار هنر رویا بینی کاستاندا ترجمه مهران کندری و چند بار هم همون کتاب ترجمه فرزاد همدانی رو خوندم ولی این موضوعاتی که شما میگین ندیدم ! من به انگلیسی مسلط هستم آیا نسخه انگلیسی این موضوعاتی که شما میگین داره ؟ تعجبه که این حجم عظیمو مترجم ها حذف کردن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا من الان که خوندم دهنم هنوز از تعجب باز مونده....هر نسخه ی انگلیسی که بخونم فرقی نداره ؟

                        ضمنا کتاب هایی که خوندم تا دروازه ی 4 توضیح دادن سایر دروازه ها چی هست ؟
                        یه PDF هست تو اینترنت شامل همه کتاب‌های کاستاندا. البته ظاهرا حجم مربوط به تهیه مواد نیست که طبق یه مصاحبه کاستاندا، دولتی بهش گیر داده بودند و دون خوان بهش توصیه کرده بود که روش‌شون نیست با دولت‌ها درگیر بشن.
                        ترجمه حالت تحریف داره و حذف‌هاش موذیانه است، نه مشخص.
                        در مورد دروازه‌های بعدی، مطلبی در اینترنت پیدا کردم که رسیده بود به دراکولاها. الان در کدوم مرحله هستی؟ مطالب من، تو کتاب هنر رویابینی هست. موردی بپرسی، توضیح بدم.

                        Comment

                        Working...
                        X