اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

اعتیاد،خلا های معنوی،عدم سلامت عقل

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • اعتیاد،خلا های معنوی،عدم سلامت عقل

    انسان جایی برای استراحت و ماندن نیست اگر کسی روی طناب و بین دو سخره قرار گرفته باشد دو امکان برای او وجود دارد یا به سمت جلو حرکت کند و یا به عقب باز گردد انسان همین حالت را دارد یه باید به سمت عقب باز گردد و مانند حیوانات زندگی کند و در ابعاد حیوانی باقی بماند یا در ابعاد انسانی حرکت کند و به سمت فرا آگاهی برود در هر صورت انسان جایی برای استراحت و ماندن نیست به همین علت است که همیشه در تنش و کشمکش قرار دارد به این علت خلا هایی معنوی در درون او ایجاد میشود که آرامش را از او سلب می کند انسان می خواهد با استفاده از امکانات خارج از خود این خلا های و چاله های درون خود را ترمیم کند او برای رها شدن از این بار عظیم تنش دست به هر کاری میزند ولی در این مواقع خود را سرکوب کرده و وضعیت را خراب تر می کند. او برای آرامش و بسط دادن آگاهی خود به سمت مصرف مواد مخدر می رود پس پدیده اعتیاد یا داشتن خلا های معنوی با پدیده مصرف مواد مخدر یکی نیستند و همین نکته بیماری بودن اعتیاد را ثابت می کند در واقع مصرف مواد و بیماری اعتیاد دو روی یک سکه هستند. استفاده از هر چیز خارجی برای بهبود وضعیت دورنی(پر کردن خلا های درون) محکوم به شکست و در واقع عدم سلامت عقل می باشد به همین علت استفاده از مجیک ماشروم و یا سالویا یا...در واقع به مانند تجویز مورفین برای یک معتاد هروئین می باشد شاید در ابتدا مقداری وضعیت را آرام کند ولی هیچگاه باعث قطع مصرف و بهتر بگم درمان بیماری اعتیاد نمی شود و بعد از مدتی همان آش و همان کاسه.
    بیماری اعتیاد باید به صورت عمیق بررسی شود و فرد معتاد باید به یک ارتباط معنوی و درک معنوی برسد و یک مسیر روحانی را برای بهبود وضعیت خود طی نماید.

  • #2
    یه نکته دیگه که فکر می کنم بد نباشه بگم اینه که دوستان اعتیاد حتما به معنی خماری کشیدن و درد بدن نیست بسیاری از اعتیاد ها مانند اعتیاد به پر خوری،سکس و...بسیار شدید هستند و باید جدی گرفته بشن.
    بسیاری از مواد نیز مانند ماریجوانا اعتیاد شدیدی دارن ولی خماری ندارند پس باید در برخورد با این دسته مواد بسیار مراقب بود تا در دام اعتیاد مصرفی اون ها گرفتار نشیم

    Comment


    • #3
      نوشته اصلی توسط Doon نمایش پست ها
      محکوم به شکست و در واقع عدم سلامت عقل می باشد به همین علت استفاده از مجیک ماشروم و یا سالویا یا...در واقع به مانند تجویز مورفین برای یک معتاد هروئین می باشد شاید در ابتدا مقداری وضعیت را آرام کند ولی هیچگاه باعث قطع مصرف و بهتر بگم درمان بیماری اعتیاد نمی شود
      دوست عزیز مطلب خوبی رو ارسال کردید ولی این قسمت که ماری حوانا،مارشروم و حتی سالویا رو اعتیاد آور دونستید تامل برانگیزه!چون فکر نکنم فردی رو بشه به عنوان معتاد به سالویا بشه معرفی کرد؟!
      من فکر میکنم نباید لزوما استفاده از مواد روانگردان یا حتی ماری جوانا رو اونم نه بصورت مکرر اعتیاد و بیماری ناشی از اون بدونیم. چون اگر اثبات شما بعلت خرید و مصرف دائمی اینگونه مواد هست پس باید انسان رو فردی مصرف گرا و معتاد و بیمار به هر چیزی بدونیم .
      پس با این حساب انسان معتاد به نوشیدن ، خوردن و نفس کشیدن و زندگی کردن هست.
      بیاید قبول کنیم انسان مصرف کننده هست و گاهی مصرف بیش از نیاز او باعث گرفتاری نفس و جسم او می شود .

      Comment


      • #4
        نوشته اصلی توسط SHMB نمایش پست ها

        دوست عزیز مطلب خوبی رو ارسال کردید ولی این قسمت که ماری حوانا،مارشروم و حتی سالویا رو اعتیاد آور دونستید تامل برانگیزه!چون فکر نکنم فردی رو بشه به عنوان معتاد به سالویا بشه معرفی کرد؟!
        من فکر میکنم نباید لزوما استفاده از مواد روانگردان یا حتی ماری جوانا رو اونم نه بصورت مکرر اعتیاد و بیماری ناشی از اون بدونیم. چون اگر اثبات شما بعلت خرید و مصرف دائمی اینگونه مواد هست پس باید انسان رو فردی مصرف گرا و معتاد و بیمار به هر چیزی بدونیم .
        پس با این حساب انسان معتاد به نوشیدن ، خوردن و نفس کشیدن و زندگی کردن هست.
        بیاید قبول کنیم انسان مصرف کننده هست و گاهی مصرف بیش از نیاز او باعث گرفتاری نفس و جسم او می شود .
        دوست عزیز همون طور که گفتم بیماری اعتیاد با مصرف مواد مخدر دو روی یک سکه هستند در واقع بهتره بگی هیچ کس به سالویا وابسته نیست(تنها از لحاظ جسمانی که درصد بسیار کمی از وابستگی هست) نه اینکه هیچکس به اون معتاد نیست فرد معتاد تفاوتی چندانی بین ماشروم و شیشه نمی بینه درسته که از نظر عملکرد روی مغز و کلی چیز های دیگه با هم متفاوت هستند ولی فرد معتاد تنها از اون برای پوشاندن خلا های درونی خودش استفاده میکنه همون طور که همه می دونیم اعتیاد میتونه به صورت پرخوری ظاهر بشه درسته که غذا خوردن نیاز طبیعی انسان هست ولی اگر به صورت تسکین دهنده درد های دورنی در بیاد به یک نوع مخدر تبدیل میشه در واقع اعتیاد به غذا خوردن و پرخوری یک نگرش اجباری هست که یک غریزه طبیعی رو به یک خواسته غیر طبیعی تبدیل میکنه به عنوان مثال در مورد سکس همون طور که میدونید غریزه جنسی یک پدیده طبیعی هست ولی اعتیاد به شهوت و سکس میتونه بسیار خطرناک باشه افراد بسیار زیادی از این نوع اعتیاد رنج میبرن به سمت فحشا و بی بندوباری جنسی میرن اعتیاد به خودارضایی و فیلم ها و عکس های پورن و بسیاری دیگر از اشکال مخرب رفتار های جنسی.در واقع شهوت که یک پدیده غیر طبیعی هست اگر به غریزه جنسی اضافه بشه باعث اعتیاد میشه شهوت تفاوتی بین همسر و فاحشه و بچه کوچک نمیزاره.شهوت افکار و احساساتی غیر منطقی و افراطی هست که فرد را به سوءاستفاده از خود، دیگران و اشیاء برای رسیدن به نیت های خودخواهانه و مخرب وادار می کنه. شهوت در نتیجه تحمیل یک نگرش روحانی تحریف شده بر غریزه طبیعی حاصل می شه. شهوت یک وسواس فکری و اشتغال دائم به افکار جنسی هست. هر چه بیشتر شهوترانی وجود داشته باشه، عطش شهوت بیشتر می شه هر چه عطش شهوت بیشتر باشه بیشتر شهوترانی پس در اثر وجود شهوت غریزه جنسی که یک پدیده طبیعی هست به یک اعتیاد مخرب تبدیل میشه و انسان رو به یک روان پریش ارضا ناپذیر تبدیل میکنه.
        چطور میشه گفت یک فرد معتاد رو میشه با سالویا و ماشروم درمان کرد؟اگر اعتیاد وجود داشته باشه خود این مواد میتونن به ماده مصرفی معتادگونه تبدیل بشن
        به شخصه ده ها رفیق دارم که مدت ها به مصرف ماریجوانا معتاد شدن و دفعات بسیاری برای قطع مصرف تلاش کردن و آخرش شکست خوردن چون اعتیاد ورای مصرف و خماری و نسخی هست چطور میگید ماریجوانا اعتیاد نداره در حالی که روزانه جوان های زیادی رو میشه دید که توی دام اعتیاد اون قرار دارن؟
        یک جوشکار جلوی محله ما مغازه داشت یه روز داشتم با یکی از دوستام باهاش صحبت میکردیم میگفت که اعتیاد به هروئین داشته و زمانی فهمیده که معتاد هس و نیاز به درمان داره که توی جوب خیابون خواب بوده یه زن روی اون تف کرده و از کنارش عبور کرده متاسفانه انسان زمانی میفهمه اعتیاد داره که بسیار آسیب دیده.

        Comment


        • #5
          نوشته اصلی توسط Doon نمایش پست ها
          چطور میشه گفت یک فرد معتاد رو میشه با سالویا و ماشروم درمان کرد؟اگر اعتیاد وجود داشته باشه خود این مواد میتونن به ماده مصرفی معتادگونه تبدیل بشن
          سکس و غذا محرک های لذت بخشی هستند که ما تنظیم شدیم به سمتش کشیده بشیم. همین طور مواد مخدر که مدارهای لذت رو تحریک می کنند. ایگو از هر راهی که بتونه استفاده می کنه تا به این محرک ها برسه. حتی فعالیتی مثل بدست آوردن پول و مقام توسط مرد هم می تونه در نهایت هدفش جذب جنس مخالف، جفت گیری و ایجاد خانواده باشه. اما سایکدلیک ها معمولا در راسته خواست ایگو حرکت نمی کنن. شاید بشه گفت که قدرتمندترین محرکی که آدم ها رو به این دسته از ترکیبات می کشونه کنجکاوی هست. اگر کنجکاوی رو حذف کنیم احتمالا آدم های کمی برای مقاصد دیگه نزدیک بشن بهش. برای من که اکثر تجربیاتم با سایکدلیک ها بدون لذت بوده تصورپذیر نیست که چطور می شه با این ترکیبات مصرف معتادگونه داشت. بارها پیش اومده که موقغ مصرف سایکدلیک ایگو من از روش های مختلفی مثل حالت تهوعع برای پس زدن ماده استفاده کرده. حتی برای ماده ای مثل ال اس دی که هیچ طعمی نداره. حدس می زنم که شما تجربه ای با سایکدلیک ها نداشتید و احتمالا تصویری که از تاثیرات این ترکیبات دارید نادرست است.
          As Above , So Below

          Comment


          • #6
            نوشته اصلی توسط Doon نمایش پست ها
            انسان جایی برای استراحت و ماندن نیست اگر کسی روی طناب و بین دو سخره قرار گرفته باشد دو امکان برای او وجود دارد یا به سمت جلو حرکت کند و یا به عقب باز گردد انسان همین حالت را دارد یه باید به سمت عقب باز گردد و مانند حیوانات زندگی کند و در ابعاد حیوانی باقی بماند یا در ابعاد انسانی حرکت کند و به سمت فرا آگاهی برود در هر صورت انسان جایی برای استراحت و ماندن نیست به همین علت است که همیشه در تنش و کشمکش قرار دارد به این علت خلا هایی معنوی در درون او ایجاد میشود که آرامش را از او سلب می کند انسان می خواهد با استفاده از امکانات خارج از خود این خلا های و چاله های درون خود را ترمیم کند او برای رها شدن از این بار عظیم تنش دست به هر کاری میزند ولی در این مواقع خود را سرکوب کرده و وضعیت را خراب تر می کند. او برای آرامش و بسط دادن آگاهی خود به سمت مصرف مواد مخدر می رود پس پدیده اعتیاد یا داشتن خلا های معنوی با پدیده مصرف مواد مخدر یکی نیستند و همین نکته بیماری بودن اعتیاد را ثابت می کند در واقع مصرف مواد و بیماری اعتیاد دو روی یک سکه هستند. استفاده از هر چیز خارجی برای بهبود وضعیت دورنی(پر کردن خلا های درون) محکوم به شکست و در واقع عدم سلامت عقل می باشد به همین علت استفاده از مجیک ماشروم و یا سالویا یا...در واقع به مانند تجویز مورفین برای یک معتاد هروئین می باشد شاید در ابتدا مقداری وضعیت را آرام کند ولی هیچگاه باعث قطع مصرف و بهتر بگم درمان بیماری اعتیاد نمی شود و بعد از مدتی همان آش و همان کاسه.
            بیماری اعتیاد باید به صورت عمیق بررسی شود و فرد معتاد باید به یک ارتباط معنوی و درک معنوی برسد و یک مسیر روحانی را برای بهبود وضعیت خود طی نماید.
            سالویا اعتیاد!!
            همین مجیک ماشرومشو کسی میزنه تا چند وقت بعید میدونم اصلا ذهن و دلش به سمتش بره سالویا که اکثرا زدن و فرار کردن😂😂 یه برسه دوباره مصرف کنن
            همچنین همه برای عرفان این چیزا اینارو مصرف کنن اکثرا براشون جنبه فان و لذت سرخوشی داره مقایستون کلا مشکل داره از ریشه
            درباره به جلو رفتن موافقم انسان همیشه سعیشو میکنه تا پیشرفت کنه اون که به دنیا از دید مادی نگاه میکنه به ثروت یکی به قدرت و یا سیاست دیگری به علم یا شبه علم وبه عرفان(هیچ آدمی دقیقا مثل دیگری نیست)
            حالا اگه با سرعتی که میخواد پیشرفت نکنه منزوی میشه و افسرده
            به نظرم کسی که برای اهداف معنوی روانگردان ها استفاده میکنه اگه شناخت کافی از علوم معنوی مثل شمنیسم تانترا یوگا چیک کونگ و ... نداشته باشه فایده نداره چون میشه گفت این روانگردان ها در اصل میانبر های پر خطر و ریسکی هست و مسیر رو سریعتر و دشوار تر و پر هیجان تر میکنه با بقیه که برای تفریح و اوقات فراقت سالویا دی ام تی و ... میزنن کاری ندارم
            البته حتی کسی به قضیه معنویات هم علاقه نداشته باشه میتونه تجربه خوب و شاید درس های خوبی کسب کنه با مصرف روانگردان

            اینکه معتاد فرق بین شیشه ماشرومو نمیدونه از اون حرفا بود شما مصرف کننده های تفریحی ماریجوآنا و ال اس دی رو با کسایی که استفاده معنوی میکنن کاملا قاطی کردید که کلا اشتباهه همونطوری که خودتون اشاره کردید یه ادم میتونه معتاد به شکر و سکس و ... بشه همون سکسی که میشه ازش برای فراآگاهی استفاده کرد باهاش سقوط کنه
            دقیقا همش به جنبه و هدف و دانش طرف بستگی داره
            حالا کسی که خلع داره اگه وید به مسیرش نمیخورد شاید شیشه یا کراک میخورد یا تجاور میکرد یا دچاربیماری روانی یا افسردگی و ... میشد.

            Comment


            • #7
              یک فیلم مصاحبه از اشو دیدم شاید شما هم دیده باشید. نظرش رو درباره دراگ و سایکدلیک ها پرسیدن.
              << هیچ نیازی نیست. بهتره در بیمارستان ها یه اتاق بذارن برای کسانی که می خوان تجربه ی روانگردان داشته باشن که برن به اونجا. مردم من نیازی به دراگ ندارن. اونها چیزی رو دارن که اگر دراگ استفاده کنن تخریبش میکنه. پس نیازی ندارن. یه سری مردم فقیر(از لحاظ روحانی منظورشه) برای رسیدن به چند ساعت دیدن فراکتال ( با حالت پوزخند) ازش استفاده می کنند...

              Comment


              • #8
                مهم ترین درسی که سایکدیک ها میدن اینه که به هر مساله ای میشه با یک دید یا چند دید دیگه نگاه کرد که باعث میشه دست از خودخواهییا قضاوت برداریم و بدونیم که به مقصودی که رسیدیم میتونه هدف واقعی نباشه.
                کسانی که بدون تجربه در این زمینه نظرات به قول خودشون مطمئن میدن هنوز میتونن جای پیشرفت داشته باشن.!

                Comment


                • #9
                  سلام خدمت دوستان و اساتید محترم
                  بهتره یه نگاه به عنوان هایی که داریم توشون صحبت میکنیم داشته باشیم منظور من اینه که نمیشه با روان گردان ها بقیه اعتیاد ها رو کنار گذاشت دوستان نوشتن که با استفاده از سالویا یا مجیک ماشروم میشه اعتیاد به بقیه مواد رو از بین برد که این قضیه امکان پذیر نیست و کسی که اینگونه فکر میکنه برداشت درستی از بیماری اعتیاد نداره.
                  هر وقت که صحبت از اعتیاد میشه دوستان سریع مصرف مواد رو مطرح می کنند ریشه های اعتیاد ربطی به مواد نداره و در بعد های روحی و روانی انسان ریشه داره و کسی که دچار این نوع بیماری باشه بین ماشروم و شیشه تفاوتی نمی بینه و با اون ها به یک صورت برخورد می کنه تنها وسیله ای برای فراموش کردن کاستی های خودش.
                  ربطی به این نداره که هر روز مصرف می کنه یا اینکه ماهی یک بار به هر حال نگاه شخص به اون ماده اعتیاد گونه هست اعتیاد به معنای خماری کشیدن نیست.
                  در واقع شخص میتونه معتاد باشه ولی هیچ ماده ای مصرف نکنه میتونه بسیار هم وابسته باشه یا بسیار دروغ گو باشه.
                  خواهشا به عنوان ها و موضوع دقت کنید نه اینکه سریع فقط جبهه بگیرید من خودم تجربه استفاده از روانگردان ها رو داشتم و اینکه این مواد ابزار قدرتمندی هستن و میتونن مفید باشن رو کاملا قبول دارم هر چند تاثیر مدیتیشن رو بسیار بیشتر میدونم و اصلا با مدیتیشن قابل مقایسه نیستن ولی اینکه با این مواد بشه افراد معتاد رو نجات داد کاملا مخالف هستم و خودم می شناسم افرادی رو که به شیشه اعتیاد داشتن و ماشروم هم مصرف میکردن و هیییچ تاثیر مثبتی رو اون ها نداشته
                  یه نکته دیگه اینه که روانگردان ها مستقیما با قسمت های لذت مغز درگیر میشن و لذتی که میتونن ایجاد کنن بسیار بیشتر از غذا و سکس هست حتی در روش های یوگا و تانترا هم امکان داره شخص به علت چیزی که بهش موانع مثبت میگن و احساسی بسیار لذت بخش در طول زندگی هست از پیمودن بقیه راه منصرف بشن از بین رفتن ایگو خودش بسیار لذت بخش هست و گاهی به اون سرور میگن یعنی اوج لذت اینو بسیاری از افراد که هم با روان گردان ها کار کردن و هم یوگا،تانترا و... انجام دادن تایید می کنن و دلیل بر این نمیشه که شخصی به علت داشتن تهوع موقع خوردن ال اس دی به این نتیجه برسه که ایگو داره از بین می ره نفس بسیار زیرک هست و از هزاران روش انسان رو فریب میده.
                  امکان داره کسی که اعتیاد به مواد مخدر داشته باشه و بخواد ترک کنه به فروم بیاد و تحت تاثیر قرار بگیره خواهشا تا زمانی که یک معتاد رو با سالویا یا ماشروم ترک ندادیم برای بقیه نسخه نپیچیم که میشه با این مواد،ترک کرد

                  Comment

                  Working...
                  X