اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

روبرو شدن با واقعیت

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • روبرو شدن با واقعیت

    با سلام
    دوستان تا بحال تاپیک های زیادی در خصوص استفاده از ماری جوانا و عدم اعتیاد و یا وابستگی ارسال شده است که دوستان نظراتشون رو در این تاپیک ها ارسال کرده اند اما هیچموقع به یک جمع بندی کلی و یک نتیجه واقعی نرسیدیم.
    چند درصد از اعضا انجمن حاضرند به اعتیادشان به کانابیس اقرار کنند؟ یا سوال رو بطور دیگری مطرح کنم آیا واقعا فکر میکنید ماری جوانا اعتیادآور نیست؟ میشه از امروز گذاشت کنار و تا آخر عمر بهش فکر نکرد؟ آیا میشه واقعا دیگه مصرف نکرد؟
    یکی از علت هایی که شاید به اعتیاد این ماده شاید اقرار نمیکنیم زیاد نبودن اثرات مخربش هست و اینکه تو بسیاری از جوامع آزادانه مصرف میشه اما با تعاریفی که نسبت به اعتیاد مطرح شده حداقل در زمینه اعتیاد ذهنی و فکری میشه به کانابیس نیز این تعاریف رو نسبت داد.
    اگر بخوایم به سبک روشنگری به این مساله نگاه کنیم شاید بشه گفت ماری جوانا یک اعتیاد مورد نیاز برای انسان باشه اما اگر و شاید!
    منتظر نظرات دوستان صاحب نظر هستیم.

  • #2
    مصرف روزانه گل اعتیاد ذهنی شدیدی دارد و کنار آمدن با ترک آن برای فردی که مدت زیادی استفاده میکرده و لایف استایلش متناسب با آن شکل گرفته بسیار دشوار است.

    Comment


    • #3
      من هیچ وقت دوست نداشتم بیشتز از هفته ای یکبار مصرف کنم و هیچ وقت حس اعتیاد بهش رو نداشتم. بنظرم آدم ها باید با خودشون صادق باشن و بدور از تمام قراردادهای فرهنگی زندگیشون رو ببینن تا اون راهی که برای خودشون بهتر هست رو انتخاب کنن.
      As Above , So Below

      Comment


      • #4
        اگر سه جنبه عمومی اعتیاد رو در نظر بگیریم که شامل ناگیرایی(بالا بردن دوز مصرف برای ایجاد حالت نعشگی هایی که قبلا با میزان کم ایجاد میشدن)،خود داری(تلاش مداوم برای کنار گذاشتن)و خماری(ظهور علائم در صورت مصرف نکردن ماده) در نظر بگیریم می بینیم که مصرف مداوم ماریجوانا(البته به شخص مصرف کننده هم بستگی داره بعضی از افراد حتی در مصرف ماهانه هم این حالات رو دارن) هر سه رو شامل میشه پس میتونه اعتیاد بسیار شدید ایجاد کنه و شخص در این حالت معتاد بوده و باید برای ترک اقدام کنه.
        البته اگر شخصی در اوایل اعتیاد باشه (زمانی که به اون دوران طلایی می گن)بسیار سخت هست که اعتیاد خودشو قبول کنه (که این مدت زمان برای افراد مختلف متفاوت هست و میتونه از یک هفته تا سه سال هم ادامه پیدا کنه) و باید خودش این دوران رو سپری کنه و اعتیاد اون رو به تاریک ترین نقطه زندگیش ببره اون موقع هست که تازه میپذیرم اعتیاد داره

        Comment


        • #5
          به نظر منم این ماده شدیدا اعتیاد داره. مثلا یکی از عوارض مصرف مداوم گل، سندروم بی انگیزگی هست. بی انگیزگی ناشی از گل، انگیزه واسه ترک و کاهش میده و باعث تداوم مصرف میشه. در واقع نوع خاصی از اعتیاد روانی در فرد ایجاد میشه که اون و تا حدی از پیگیری و دنبال کردن اهدافش باز میداره. عوارض جسمی گل در مقایسه با سایر مواد کمتره و اعتیادش مثل اعتیاد شیشه، هروئین، کوکائین و.... زندگی فرد و کاملا تخریب نمیکنه. شاید این امر باعث شه فرد دچار سوء برداشت بشه و خودش و معتاد ندونه. تو یه سخنرانی "ایشا" میگه که مصرف گهگاه ماری جوانا مشکلی پیش نمیاره ولی مصرف مداوم باعث میشه فرد توانایی حل مسئله رو نداشته باشه و اعتیادی که حالا دست به گریبانش شده خودش یک مسئله هست.

          Comment


          • #6
            نوشته اصلی توسط Agni نمایش پست ها
            به نظر منم این ماده شدیدا اعتیاد داره. مثلا یکی از عوارض مصرف مداوم گل، سندروم بی انگیزگی هست. بی انگیزگی ناشی از گل، انگیزه واسه ترک و کاهش میده و باعث تداوم مصرف میشه. در واقع نوع خاصی از اعتیاد روانی در فرد ایجاد میشه که اون و تا حدی از پیگیری و دنبال کردن اهدافش باز میداره. عوارض جسمی گل در مقایسه با سایر مواد کمتره و اعتیادش مثل اعتیاد شیشه، هروئین، کوکائین و.... زندگی فرد و کاملا تخریب نمیکنه. شاید این امر باعث شه فرد دچار سوء برداشت بشه و خودش و معتاد ندونه. تو یه سخنرانی "ایشا" میگه که مصرف گهگاه ماری جوانا مشکلی پیش نمیاره ولی مصرف مداوم باعث میشه فرد توانایی حل مسئله رو نداشته باشه و اعتیادی که حالا دست به گریبانش شده خودش یک مسئله هست.
            میشه نوعی اعتیاد بوجود میاره که اعتیاد یا اعتقاد داری که اعتیاد نداری

            Comment


            • #7
              نوشته اصلی توسط SHMB نمایش پست ها

              میشه نوعی اعتیاد بوجود میاره که اعتیاد یا اعتقاد داری که اعتیاد نداری
              جانم ؟ متوجه نشدم.

              Comment


              • #8

                سلام.
                اولین باری که وید کشیدم احساس میکردم وارد بعد جدیدی از درک مفاهیم شدم، مثل مستی اما خیلی قدرتمند تر و متفاوت، همچین چیزی رو نمیتونستم درک کنم و خیلی خیلی برام گنگ بود که داره چی میشه.به مرور با مصرف ماهی یک بار یا کمتر متوجه شدم تی اچ سی چه موجودیه و داره با احساسات من و نگرشم به مسائل چیکار میکنه.من داشتم مثل قبل محتاطانه به همه چیز نگاه میکردم اما احتیاطم روی تس اچ سی ۱۰ برابر شده بود و دیدن جنبه های مختلف هر تصمیمی ، گرفتن تصمیم رو برام سخت تر میکرد.
                از کارکرد زیاد مغزم شگفت زده شده بودم و حس میکردم تواناییش اورکلاک شده و این خیلی جذابه.به طرز نامحسوس و در طول سه سال از ماهی یک بار وید کشیدن رسیدم به روزی یک یا دو یا سه بار وید کشیدن.تنها چیزی که بدست آورده بودم لذت نبردن از زندگی بدون وید بود و باورم نمیشد برای مثال آدمی مثل من دیگه موزیک شگفت زده ش نمیکنه یا ذوق خوندن کتاب نداره و داراییش محدود شده به جذابیت شخصیت و بیان مسائل مختلف و بامزه و امیدواری ها و یأس های بزرگ و گسستگی افکار تحت تاثیر تی اچ سی.
                حالا بعد از چهار سال،چند ماهیه وید رو به مقدار بسیار کم تر از قبل و فقط از طریق دوستانی که هنوز به دلزدگی شبیه مال من نرسیدن ( به نظرم میرسن ) مصرف میکنم و برنامه قطع دائمیش رو دارم چون تمام بهره لازم رو ازش بردم و دیگه هیچی جز احساس عالم بی عمل بودن بهم نمیده.احساس انسانی که روی تی اچ سی به اعماق شخصیتش پی میبره اما فقط میگه میدونم چی میخوام و میکنم ولی نمیکنه.نظر شخصیم اینه که هر جایی که فکر میکنید کافیه کافیه و باید به دنبال نتیجه گیری و برنامه ریزی برای چیزی که در وضعیت تشدید احساسات ( چتی ) توی فکرتون میچرخیده و حس کردید گلتون رو برای اون سرشتن، باشید.
                حس میکنم هر وضعیت فکری ای برای بهره بردن ازش به اندازه کافی مغزتون رو تحریک میکنه.مباحثات روی الکل ، وید ، ماشروم کاملا ب ای من جذاب بودن و احساس پای منقلی بودن رو به من القا نکردن.
                توییتر یه نفر یه توییتی کرده بود و گفته بود هیچ شانس بزرگی سراغ شما نمیاد چون زندگی یه مسئله بهینه سازی بزرگه.
                حرف آخر این که باید بهینه استفاده کرد تا بهترین نتیجه رو گرفت.

                Comment


                • #9
                  تشکر از اشتراک تجربه تون که بدون تعصب بیان نمودید(اکثر افرادی که وید استفاده میکنند جنبه های منفی رو نادیده میگیرن... )
                  نظرتون در مورد سایر ساکدلیک ها چیه؟

                  Comment


                  • #10
                    به نظرم زندگی به تنهایی باید تحمل یا سپری بشه و ابزار قرار دادن هر چیزی که کارکرد مغز رو مختل بکنه برای راحت تر کردن رنج زیستن، هیچ نتیجه ای جز از دست دادن همین چیزی که الان داریم نداره.ما زمان داریم، سلامتی داریم و هدف.همین ها برای این که من در مسیرم پیشرفت بکنم کافی ان و نیازی به یک ماده خارجی اونم به صورت هر روز برای زیباتر کردن زندگیم نداریم چون اختلال کوتاه مدت در فکر کردن به مشکلات باعث حل شدنشون که نمیشه هیچی، در طولانی مدت وضع رو وخیم تر هم میکنه.دیگه علاقه ای به نادیده گرفتن همه چیز و در لحظه زیستن و مبارزه با افکارم و خودم فقط برای لذت بردن از چیزی به نام ماریجوانا ندارم و مصرف بیشترش فقط حس عقب موندن از ایده هایی که پرداختم رو میده.نمیتونم این رو به بقیه سایکدلیک ها هم تعمیم بدم و بگم اونا هم اینجوری ان چون به جز ماشروم و اون هم یک بار چیز دیگه ای تجربه نکردم اما با توجه به لایف استایل غالب بین سایکدلیک باز هایی که دیدم میتونم بگم من زاده نشدم که اینجوری از زندگیم لذت ببرم و نمیبرم و این یک نظر شخصیه نه یک نسخه برای همه.

                    Comment

                    Working...
                    X