اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

سفری عمییق

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • سفری عمییق

    سلام به همه رفقا
    چند روز پیش با خانواده و فک و فامیل رفته بودیم بیرون بعد از مستقر شدن در یه جای خوش آب و هوا یواشکی به بهونه دور زدن رفتم که گلی رو که خودم با عشق و احترام تو باغ و به صورت اوتدور پرورش داده بودم بکشم خلاصه یه نخ این گیاه مقدس رو روشن کردم و مشغول کشیدن شدم که در همون حین کشیدن اثراتش پیدا شد منم برای اینکه یه وقت جلو خانواده سه نشه دیگه بیشتر نکشیدم و بیخیال شدم و خاموشش کردم و به سمت جایی که نشسته بودیم رفتم و چه به موقع رسیدم موقع نهار . یعنی وقتی گل میزنم هیچ چیزی به اندازه خوردن بهم لذت نمیده.گوشت هارو که کباب میکردم از بوش سیاه مست میشدم.سر سفره منی که دلقک جمع بودم دیگه اصلا میلی به حرف زدن با بقیه نداشتم و فقط مست حضور خودم بودم و عطر غذا . به اطراف که نگاه میکردم احساس میکردم که همه چیز رو دور تنده همه چیز خیلی سریع شده بود.غذا خوردن بقیه را که میدیدم واقعا تاسف میخوردم که چقدر با عجله و بدون توجه غذا میخورند و چقدر حرف هایی که میزنند بیهوده و بیخوده.حس میکردم همه این اضافه گویی ها و عجله ها حاصل لذت نبردن از زندگی و لحظه حاله.اولین لقمه را گرفتم و خوردم و از عظمت و قداست مزه کباب گریم گرفته بود کباب رو که در دهان میگذاشتم میتونستم از داخل دهانم و با زبونم به صورت میکروسکوپیک کباب را تماشا کنم تمام پستی و بلندی هاش را با زبانم «میدیدم» احساس میکردم سقف دهانم از آینه درست شده.تو اون لحظات بیشتر از هرچیزی مست خودم بودم و مست گفت و گو و سوال و جواب با خودم.هر لحظه هزاران سوال میپرسیدم و در دم جوابش را دریافت میکردم که در پست بعدی این سوال و جواب ها را مینویسم چون واقعا مثل یه گنج میمونه این جواب هایی که من گرفتم.خلاصه از اول تا آخر تفریح من فقط یه کار کردم اونم کباب خوردن و فکر کردن و به بیان بهتر استغراق در عالم درون بود و کل سفر به همین یک کار بیشتر نگذشت ولی همین یک کار چنان سرشار از لذت بود که اصلا میلی به کار دیگری نداشتم موقع رفتن تو ماشین آهنگ از کرمت من به ناز چاوشی پخش میشد و چنان با این آهنگ از خود بیخود شده بودم که های های اشک میریختم.
    خلاصه به نظرم این گیاه از بزرگترین نعمت های خداست تنها کاری که میکنه اینه که برای ساعاتی اون بینش و ادراکی را که هرکسی به طور طبیعی داراست ولی اجتماع از او گرفته است را به او بر میگرداند و اگه دقت کنید میزان استفاده از مخدر ها در جوامع پیشرفته بسیار بیشتره انگار که خدا این مواد را دقیقا برای همچین روزایی در این گیاهان گذاشته که انسان بتونه کسالت حاصل از صنعت را تحمل کنه....

  • #2
    درود برشما
    همينطور كه گفتيد مواد روانگردان مثل تى اچ سى يا هر ماده ديگه اى؛دقيقا اينطورى اثر ميكنن كه براى ساعاتى حالات معمول آگاهى شمارو دستخوش تغييراتى عظيم و شگفت انگيز ميكنند!درواقع دنيارو از ديد ديگه اى تماشا ميكنيد و همين تاثير در دراز مدت ميتونه باعث تغيير در روش زندگى(لايف استايل)شخص بشه اما اينكه ميفرماييد مصرف مواد مخدر در جوامع پيشرفته بالاست و در واقع يكجورايى پيشرفت اون ها و مصرف مخدر ها رو مرتبط ميدونيد بنظرم غلطه.شايد"روانگردان ها"،نقش و تاثير عمده اى در اين پيشرفت داشته باشن اما بيشتر از اون ها،آزاد بودن علم و بيان و نبود تابو و تعارف و خرافات و فرهنگ سازى درست علت اصلى است.و در آخر مواد روانگردان،مثل افيون و ديگر مواد موجود،مخدر نيستن و به كل تفاوت هاى زيادى دارن.

    Comment


    • #3

      سلام، خواهشا گل و مقدس نکنید..... تا حالا هر ضربه ای که خوردیم از مقدسات بوده

      Comment

      Working...
      X