اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

اولين تجربه و آشنايي با THC و بینشی که از این ماده کسب کردم

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • اولين تجربه و آشنايي با THC و بینشی که از این ماده کسب کردم

    سلام به همه ي اعضا محترم انجمن پرشين ساي
    مطالبي که خدمتون عرض ميکنم تجربيات اولين مصرفم و به
    قول اساتيد عزيز درسهايي که از اين ماده گرفتم رو شرح میده
    البته من مدتيه که با THC
    آشناشدم و تجربه مصرف ساير مواد سايکدليک رو ندارم
    مسلما در بين اعضا محترم اين انجمن دوستاني هستند که
    تجربه چندين ساله در اين موارد دارند و مطالبي که بيان مي
    کنم ممکنه جزو ابتدايي ترين درس ها و تجربيات اين
    عزيزان باشه به هر حال سعي مي کنم تجربياتم رو بيان کنم
    و امیدوارم از نظرات ارزشمند شما عزيزان در این مورد بهره مند بشم.

    "ماجرا اینطور شروع شد که با سه نفر از دوستان که اونا
    قبلا تجربه مصرفش رو داشتن این ماده رو مصرف کردیم
    اولش همه چيزعادي بود همينطوري که با دوستام مشغول
    صحبت کردن بوديم و موزيک پلي کرده بوديم يه لحظه حس
    عجيبي وجودم رو فرا گرفت،توضيحش سخته ولي يه
    جورايي حس ميکردم از اون هويت و شخصيتي که تا به
    حال داشتم و منو تعريف ميکرد خيلي فاصله گرفتم و انگار
    از ديد شخص ديگه اي به خودم نگاه ميکردم حس ميکردم
    خودم(اوني که مشغول گوش کردن موزيک و حرف زدن با
    بقيه دوستانمه )يه جورايي جدا از منه
    همينطوري که زمان ميگذشت افکار و احساسات عجيبي به ذهنم
    خطور ميکرد که واقعا نميتونستم درکشون کنم وبه نوعی در ذهن خودآگاهم تعریف نشده بودند،تا اينکه ديگه
    حس ترس بهم غالب شد و صداي موزيک برام آزار دهنده شد
    و از دوستم خواستم تا موزيک رو قطع کنه
    دوستام از این موضوع يه خورده نگران شدن و همين باعث شد
    تا ترس من بيشتر بشه و تا زماني که تاثيرش کاهش پيدا کنه
    حال خوبي نداشتم.

    چند ساعت بعد از اينکه تاثيراتTHC
    کاملا از ذهن و بدنم خارج شد و به حالت عادي برگشتم
    همش فکرم درگير احساسات و تجربياتي که در طول اين سفر
    داشتم بود
    حس ميکردم اونطور که بايد درکش نکردم و حس ترسي که
    اجازه دادم بهم غالب بشه مانعم شده بود
    دقيقا فردا همون روز خودم يه مقدار خريدم و تنها مصرف
    کردم.

    به نظر خودم دليل اصلي ترسي که بار اول اذيتم ميکرد اين
    بود که همش حس ميکردم که نکنه تمام اون حالات واحساسات
    غیرقابل درکی(حداقل در اون لحظه) که داشتم براي هميشه تو وجودم بمونه و
    هيچوقت از اون حالت خارج نشم
    خوب حالا که تجربه دوم من بود ديگه از شر اين ترس
    مسخره راحت بودم و با آرامش بيشتري پيش رفتم
    اين دفعه ديگه مثل سري اول نبود،بجاي اين که اون حس
    جدا بودن از هويت و شخصيتم رو داشته باشم يه جورايي به
    طور منطقي تري به خودم نگاه ميکردم،با تعصب و
    خودخواهي خيلي کمتري به شخصيت_افکارو
    باورهام_رفتارم نسبت به بقيه افراد_نکات منفي و رفتارهاي
    نادرستي که در ارتباط با نزديکان و دوستانم داشتم و خيلي
    چيزاي ديگه نگاه ميکردم .

    بعد از اون تا به الان نزديک به دوسالي هست که گاهي
    اوقات مصرف ميکنم ،اوايل اين نگاه بدون تعصب نسبت به
    خودم به نحوي واسم کمي آزار دهنده بود چون خيلي از
    باورهايي که نسبت به شخصيت خودم داشتم رو زير سوال
    ميبرد ولي به مرور به اين نتيجه رسيدم که اين زير سوال
    بردن به هر حال خيلي از واقعيت هاي وجودي منو بهم
    نشون ميده که تا بحال ازشون آگاه نبودم (ويا به نوعي درک
    اشتباهي نسبت بهشون داشتم).
    و اين موضوع درک واقعي تري نسبت به خودم و محيط
    اطرافم بهم ميده.

    از نظر من يکي ازحالت هايي که اين ماده در ذهن به وجود
    مياره اينه که باعث ميشه نسبت به هر چيزي عميق تر بشم
    و اون رو بيشتر مورد پرسش و بررسي قرار بدم که همين
    خصوصيت دليل اون نگاه بدون تعصب نسبت به خودم ميشه
    البته اين حالت در مورد هر موضوعی صدق ميکنه يعني گاهي پيش
    اومده که مثلا نسبت به يک موضوع_اتفاق يا هر چيز ديگه
    کلي به اصطلاح خودم عميق شدم و بعد از پايان تريپ و
    مرورش ديدم موضوع خيلي ساده وپيش پا افتاده اي بوده.

    در نهايت ميتونم بگم تجربيات سايکدليک بر خلاف چيزي که
    بخشي از جامعه بهش نگاه ميکنن و صرفا شامل تفريح و
    سرگرمي ميشه نيست و مصرف اين مواد بايد با
    هدف نوعي اکتشاف دروني باشه و ميتونه درک بهتري
    نسبت به حقيقت رو به انسان بده.

    ممنون از اینکه وقت گرانبهاتون صرف مطالعه اين مطلب
    گذاشتيد و از مديران و مسئولين اين انجمن نهايت تشکر رو
    دارم که چنين فضايي رو براي تبادل تجربيات افراد در
    رابطه با اين موضوع به وجود آوردند.


  • #2
    تجربه ی اول من هم به همین صورت بود که خودم رو کسی که داره راه میره صحبت میکنه جدا میدیدم و انگار که دوربینی بودم که جسمم رو زیر نظر داشتم.
    بله اکثر جامعه بی هدف این ماده رو مصرف میکنند و خیلی زود هم دچار پارانویا و دیگر عوارض روحی این ماده میشن.
    ترنس مک کنا ی بزرگ در مورد نحوه ی مصرف وید میگفت که خودش در جایی تاریک و ساکت مصرف میکنه و به نظر من هم همین درسته تا بتونیم بیشتر یاد بگیریم.
    اما الان مخصوصا جوان های هم سن من بیشتر وید رو به چشم یه تفریح میبینن که به نظرم اصلا درست نیست.

    Comment


    • #3
      در خصوص مصرف وید و تفاوت اون با روانگردان ها من در طی یکی از تریپ هام به این عقیده بطور کامل رسیده بودم که در طول یک تریپ چه روانگردان و چه وید اگر بشه فاز وید رو هم تریپ فرض کرد البته! شما سفری به سال های گذشته زندگیتون میکنید و زندگی در سنین کم تر مختلف رو تجربه میکنید و حتی میتونید شخصیت افراد مختلف تو زندگیتون رو حتی در جنسیت زن بتونید درک بکنید و اینکه اونا چه دیدگاه و چه ایگویی میتونن داشته باشن ! وید فقط یک پیش نمایش از این نمایش بزرگ و عظیم هستش که فیلترهای زیادی داره که باعث شده لذتبخشیش زیاد باشه! اما شما در تریپ با دراگ های سنگین تر حتی ممکن هست با آینده نیز روبه رو بشید که این رو عده ای دیدم که چشم سوم نام گذاری کردن!
      تمامی مطالبی که توشتم دیدگاه شخصی هست و هیچ مبنای علمی و ارجاعی نداره امیدوارم دوستان خرده نگیرن!

      Comment

      Working...
      X