اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

با وابستگی روانی به کانابیس و مارجوانا چه کنیم ؟

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • #16
    نوشته اصلی توسط sabzak نمایش پست ها

    در مورد نوشتن ایده ها باید بگم که شخصا این کار رو بارها انجاام ذادم اما بعد از ماه ها که اون یادداشت رو خوندم فهمیدم که چقدر ایده ها خام و ناشدنی و حتا بعضا مزحک و کودکانه بودن. ایده اگه خیلی درخشان و مهم و کلی باشه تو ذهن میمونه .نیازی به یادداشتشم نیست .منتها همونطور که گفتم این حجم عظیم ایده در لحظات های بودن بخاطر خوشبینی و اعتماد بنفس کاذبیه که در اون حالت به آدم دست میده .و اکثرا هم درگیر جزیات بی اهمیته یک ایده ی عام, غیرممکن و سخته.مخصوصا ایده هایی که جنبه غیر هنری دارن .مثلا ایده ی اقتصادی ممکن به ذهن بیاد که اگه یک رستوران با غذاهای خیلی خاص و عالی و دیزاین متفاوت تو فلان مکان گرانقیمت برنم چه در امدی کسب خواهم کرد که این امریه بدیهی.و بعد وارد جزیات میشیم که کاسه بشقاباش با فلان طرح باشه و منوش بهمان باشه و... ساعت ها ایده های جزیی در مورد مساله ای که اصلا امکانش برامون مقدور نیست .چون نه مغازه ای داریم نه سرمایه ای برای این کار. اما در مورد مسایل هنری قلم یا ساز بدست گرفتن و اتود زدن در حالت های بودن خیلی جواب میده .و یکی از مفیدترین استفاده های کانابیس همین میتونه باشه. البته طبق گفته دوست عزیزمون menot , در دوز کم و گهگاه .
    حرفتون درسته یه ایده وقعا درخشان موندگاره اما ممکنه به نظرم نوشتن (در هر زمینه ای) ضرری نداره تازه فایده هم داره چون چند وقت بعد با خوندن نوشته هات میتونی بهپیشزفت ذهنیت رو توی مسائل مختلف بسنجی
    یکی از مشکلاتی که با ایده های اقتصادی داریم همیشه اینه که ایده هامون بزرگتر از توانایی هامون هستش و نمی تونیم ایده هامون رو با تواناییمون وفق بدیم همین باعث میشه تو این زمینه موفق نشیم من ایده های مختلفی مثلا تو زمینه ی برنامه ی گوشی و وسایل اموزشی و ... داشتتم ولی به خاطر عدم تخصص کافی و نبود جایی که روی استارت اپ ها سرمایه گذاری کنن بیخیالشون شدم
    اکثرا زمانی شروع به طراحی میکنم که حسشو داشته باشم این حسم هیچ زمان و مکان خاصی نمیشناسه همین باعث میشه در بعضی مواقع با چتی همراه بشه
    Everything is nothing with a twist

    Comment


    • #17
      نوشته اصلی توسط menot نمایش پست ها

      به نظرم شما استعداد خوبي در زمينه نقاشي داريد، كارهاي زيبايي ارائه دادين، و كانابيس در كشف اين توانايي دروني بهتون كمك كرده.
      از من ميشنويد با ذهن باز و در حالت عادي تمرين كرده و استعداد خودتون رو پرورش بدين.
      اگر هم خواستين گهگاهي كانابيس بزنيد، از يك دوز ضعيف در حد آستانه استفاده كنيد، تا بتونيد تخيلات و افكارتون رو تحت كنترل در بياريد.
      موفق باشيد.
      متشکرم از شما
      چون حس حال طراحی کردنم زمان خاصی نداره همیشه با چتی همراه نیست مگه اینکه از قبل قصدشوو داشته باشم
      حرفتون کاملا درسته در دوز کم کنترل کردن ذهن خیلی راحت تره و بهتر میشه نتیجه گرفت
      Everything is nothing with a twist

      Comment


      • #18
        نوشته اصلی توسط morteza.m نمایش پست ها

        حرفتون درسته یه ایده وقعا درخشان موندگاره اما ممکنه به نظرم نوشتن (در هر زمینه ای) ضرری نداره تازه فایده هم داره چون چند وقت بعد با خوندن نوشته هات میتونی بهپیشزفت ذهنیت رو توی مسائل مختلف بسنجی
        یکی از مشکلاتی که با ایده های اقتصادی داریم همیشه اینه که ایده هامون بزرگتر از توانایی هامون هستش و نمی تونیم ایده هامون رو با تواناییمون وفق بدیم همین باعث میشه تو این زمینه موفق نشیم من ایده های مختلفی مثلا تو زمینه ی برنامه ی گوشی و وسایل اموزشی و ... داشتتم ولی به خاطر عدم تخصص کافی و نبود جایی که روی استارت اپ ها سرمایه گذاری کنن بیخیالشون شدم
        اکثرا زمانی شروع به طراحی میکنم که حسشو داشته باشم این حسم هیچ زمان و مکان خاصی نمیشناسه همین باعث میشه در بعضی مواقع با چتی همراه بشه
        کاملا درک میکنم. بعضا ایده ها آنچنان بزرگ اند که به تنهایی شدنی نیستن و متاسفانه تو کشوری مثل ایران کسی یا ارگانی که فرمالیته نباشه و از ایده های نو حمایت کنه و جدیشون بگیره بندرت پیدا میشه .و البته اکثرن ایده رو میدزدن و به نحو ناقصی و بدی اجرا میکنن و در واقع میسوزوننش.( مخصوصا ایده هایی که حتی مشابه خارجی هم ندارن و کاملا نو و منحصر بفردن)

        Comment


        • #19
          سلام دوست عزیز ، منم مثل شما با مشکلاتی در زمینه مصرف ماری جوانا مواجه شدم. اکثر افراد یک دوره طلایی رو در ابتدای مصرف ماری جوانا سپری می کنن ، تو اون دوره ماده بهت میسازه و از تاثیراتش آگاهی و لذت می بری، دوستان دور و برت هستن و حس می کنی تا ابد قرار خوش بگذره ولی غافل از اینکه بیماری اعتیاد از طرفی دیگه داره کم کم رشد میکنه و ماهیت خودش رو به مرور زمان آشکار میکنه و روی تمام ابعاد زندگیت تاثیر میزاره ..... باید این موضوع روشن بشه که مشکل از ماری جوانا نیست بلکه بیماریه اعتیاده. تو حرفات چند مورد رو دیدم که برای منم پیش اومدن ، همون اعتیاد روانی. کمی دربارش مطالعه کردم تا بیشتر ازش آگاه بشم. یکی از علائمش افراط در مصرف ماده هست؛ مثلا ی پک گل می گیریم و قبلش قرار میزاریم کنترل شده مصرف کنیم. منتهی وقتی تاثیر مصرف اولین رول رو به افوله، میل مجدد به مصرف با دوز بالاتر داریم درحالی که مطلعیم هنوز تحت تاثیر ماده هستیم، تعبیر خودم : انگار دونبال ی گم شده میگردی یا دنبال پاسخی بودی که بهش نرسیدی و دوباره میخوای جستجو کنی و بپرسی ..... من که به جواب نرسیدم .....😂😅
          نشانه دیگر قرار داد بستن با ماده است ، همون شرطی شدن ها. با دوستام برم بیرون می کشم، میخوام برم کوه باید بکشم. مسافرت بدون گل که اصلا حال نمیده و غیره ......
          یک قدم موثر آگاه تر شدن به افکار و احساساتمون هست. مثلا موقعی که داری رول میکنی چه حسی داری ، کشیدی چه حسی بهت دست داد .میزان افزایش انگیزه و تمرکز، بیشتر شدن توایی لذت بردن از امور جاری و دنیوی ، ارتباطات اجتماعی و ... با فاصله گرفتن از آخرین مصرف سنجیده بشن اینکه بعد چند روز یا یک ماه مصرف نکردن چه تغییراتی کردی. این نکته رو یادت نره که هر وقت وسوسه شدی و خواستی بری سراغش به افکارت آگاه شو و دلایلی که واسه مصرف داری و بررسی کن ، ببین چقدر منطقی هستن !!!

          Comment


          • #20
            باتوجه به پاسخ ها و اشتراک تجربیات دوستان تا به اینجا با پیگیری سرنخ ها به عنصر مرموز (( تنبلی)) رسیدم که در پشت پرده ی تمام این تجربیات رد پاش به چشم میخوره.یک ارتباط متقابل بین تنبلی( و خروج از کارهای عادی این دنیایی) و مصرف ماریجوانا وجود داره یعنی تنبلیِ ناخوداگاهِ درونمون میگه که باید وید زد و به تبع اون یک گوشه ای نشست و ایده داد یا مثلا مکاشفه کرد یا...( بهرحال کسی با وید زدن معمولا سراغ کار یدی و جدی و عملی نمیره.) فی الواقع خودمون رو متقاعد میکنیم که در حال انجام یک فعالیت مفید هستیم .میشه گفت ; وید در خدمت تنبلیِ درونه , اگر قبول کنیم که یک جنبه ی تنبلی میتونه فرار از واقعیت های زندگی عادی باشه.بنابر این افراد راحت طلب( مثل من) بیشتر احتمال اعتیاد روانی به این گونه مواد رو دارند. پس نتیجه میگیریم مبارزه ی درونی و روانی علیه تنبلیِ ریشه دوانده و مزمن درونمون( که کاریست بس دشوار.شاید سخت تر از مبارزه علیه وابستگی به وید) میتونه موازی و مساوی با رفع اعتیاد روانی به اینگونه مواد باشه. البته افراط در تغییر عادات, بصورت ناگهانی و تغییرات 180 درجه ای نتیجه بخ نخواهد بود و این تغییرات باید به اهستگی و پیوستگی باشه .
            ممنون از دوستانی که در این بحث شرکت داشتند.البته منتظر ادامه نظرات هم هستم تا این مساله پیچاپیچ رو به سرانجامی برسونیم .

            Comment


            • #21
              نوشته اصلی توسط sabzak نمایش پست ها
              باتوجه به پاسخ ها و اشتراک تجربیات دوستان تا به اینجا با پیگیری سرنخ ها به عنصر مرموز (( تنبلی)) رسیدم که در پشت پرده ی تمام این تجربیات رد پاش به چشم میخوره.یک ارتباط متقابل بین تنبلی( و خروج از کارهای عادی این دنیایی) و مصرف ماریجوانا وجود داره یعنی تنبلیِ ناخوداگاهِ درونمون میگه که باید وید زد و به تبع اون یک گوشه ای نشست و ایده داد یا مثلا مکاشفه کرد یا...( بهرحال کسی با وید زدن معمولا سراغ کار یدی و جدی و عملی نمیره.) فی الواقع خودمون رو متقاعد میکنیم که در حال انجام یک فعالیت مفید هستیم .میشه گفت ; وید در خدمت تنبلیِ درونه , اگر قبول کنیم که یک جنبه ی تنبلی میتونه فرار از واقعیت های زندگی عادی باشه.بنابر این افراد راحت طلب( مثل من) بیشتر احتمال اعتیاد روانی به این گونه مواد رو دارند. پس نتیجه میگیریم مبارزه ی درونی و روانی علیه تنبلیِ ریشه دوانده و مزمن درونمون( که کاریست بس دشوار.شاید سخت تر از مبارزه علیه وابستگی به وید) میتونه موازی و مساوی با رفع اعتیاد روانی به اینگونه مواد باشه. البته افراط در تغییر عادات, بصورت ناگهانی و تغییرات 180 درجه ای نتیجه بخ نخواهد بود و این تغییرات باید به اهستگی و پیوستگی باشه .
              ممنون از دوستانی که در این بحث شرکت داشتند.البته منتظر ادامه نظرات هم هستم تا این مساله پیچاپیچ رو به سرانجامی برسونیم .
              سلام ، بعضی وقتا علت و معلول رو برعکس می فهمیم ، ممکنه واسه شما هم اینطور باشه . اینکه مصرف گل و اعتیاد روانی رو معلول تنبلی ذاتی میدونی ممکنه غلط باشه و تنبلی و فلسفه بافی ها و .... به خاطر اعتیاد به گل باشه. فک میکنم تو ناخودآگاه همه ما بخشی هست که تنبلی و رسیدن به لذت بدون تلاش رو به پشتکار و برنامه ریزی و هدفمندی ترجیح میده.خیلی ها به طور موقت دچار بی انگیزگی و پوچی میشن ؛ این حالات با اعتیاد به گل تقویت میشن و دیگه معضل موقتی نیستن و بی انگیزگی دائمی شده و افکار و فلسفه بافی هایی که رنگ و بوی خاصی دارن جزئی از وجود آدم میشه؛ درسته که درخت اعتیاد تو ناخودآگاه ریشه داره منتهی این ماییم که تغذیه اش میکنیم و پرورشش میدیم تا جایی که نقاط تاریک ناخودآگاهمون بخش وسیعی از ذهن و درگیر میکنه و اینجاست که رابطه علت و معلولی عکس میشه ، یعنی شما فک میکنی ذاتا این بودی غافل از اینکه این شدی.

              Comment


              • #22
                نوشته اصلی توسط rezasm نمایش پست ها

                سلام ، بعضی وقتا علت و معلول رو برعکس می فهمیم ، ممکنه واسه شما هم اینطور باشه . اینکه مصرف گل و اعتیاد روانی رو معلول تنبلی ذاتی میدونی ممکنه غلط باشه و تنبلی و فلسفه بافی ها و .... به خاطر اعتیاد به گل باشه. فک میکنم تو ناخودآگاه همه ما بخشی هست که تنبلی و رسیدن به لذت بدون تلاش رو به پشتکار و برنامه ریزی و هدفمندی ترجیح میده.خیلی ها به طور موقت دچار بی انگیزگی و پوچی میشن ؛ این حالات با اعتیاد به گل تقویت میشن و دیگه معضل موقتی نیستن و بی انگیزگی دائمی شده و افکار و فلسفه بافی هایی که رنگ و بوی خاصی دارن جزئی از وجود آدم میشه؛ درسته که درخت اعتیاد تو ناخودآگاه ریشه داره منتهی این ماییم که تغذیه اش میکنیم و پرورشش میدیم تا جایی که نقاط تاریک ناخودآگاهمون بخش وسیعی از ذهن و درگیر میکنه و اینجاست که رابطه علت و معلولی عکس میشه ، یعنی شما فک میکنی ذاتا این بودی غافل از اینکه این شدی.
                البته من در نوشته م ( به نحو محتاطانه ای) بین تنبلی و ماریجوانا, رابطه ی متقابلی قایل شدم .یعنی هم این میتونه علت اون باشه و بلعکس.اما باید بگم نظر موشکافانه ی شما به واقعیت نزدیکترِ.و همونطور که گفتید بذر تنبلی در نهاد هر انسانی با درجاتی وجود داره و وید اون بذر رو شاید بنوعی آبیاری میکنه.در کل شاید بهتر باشه اینجوری بگیم انسان تنبل استعداد اعتیاد بیشتری داره.

                Comment


                • #23
                  نوشته اصلی توسط morteza.m نمایش پست ها

                  موقع چتی به نظرم اکثر افکاری که به فکر ادم میرسه زیادی خوشبینانه هستن اگه بتونی ایده ها و افکارتو به درستی برسی کنی خیلی میتونه کمک کنه و در راه درست اونا رو پرورش بدی

                  دوتا از طرحام که بیشترشو موقع چتی کشیدم . البته خیلی جای کار دارن
                  طرح‌های قشنگیه. خوب می‌شه اگه بخشی از فروم به هنرهای کاربران اختصاص پیدا کنه.

                  Comment


                  • #24
                    نوشته اصلی توسط Panaeolus نمایش پست ها

                    طرح‌های قشنگیه. خوب می‌شه اگه بخشی از فروم به هنرهای کاربران اختصاص پیدا کنه.
                    لطف دارید.موافقم اگه دوستان همکاری کنن خیلی خوب میشه
                    Everything is nothing with a twist

                    Comment


                    • #25
                      نوشته اصلی توسط sabzak نمایش پست ها
                      کاملا درک میکنم. بعضا ایده ها آنچنان بزرگ اند که به تنهایی شدنی نیستن و متاسفانه تو کشوری مثل ایران کسی یا ارگانی که فرمالیته نباشه و از ایده های نو حمایت کنه و جدیشون بگیره بندرت پیدا میشه .و البته اکثرن ایده رو میدزدن و به نحو ناقصی و بدی اجرا میکنن و در واقع میسوزوننش.( مخصوصا ایده هایی که حتی مشابه خارجی هم ندارن و کاملا نو و منحصر بفردن)
                      امیدوارم روزی برسه که این سرزمین اباد بشه هرچند فکر نمی کنم عمرم به دیدنش قد بده
                      Everything is nothing with a twist

                      Comment


                      • #26
                        نوشته اصلی توسط morteza.m نمایش پست ها

                        امیدوارم روزی برسه که این سرزمین اباد بشه هرچند فکر نمی کنم عمرم به دیدنش قد بده
                        من هم امیدوارم آینده بهتری پیش رو باشه. فعلا که همه چی رو به سقوطه
                        As Above , So Below

                        Comment


                        • #27
                          وقتی بالام که خوبم ، پایینم همیشه شاکی ام !
                          اینو زمستون نوشته بودم تو اوج دوران مصرف. به قول خودم جای سیگار ، وید میکشیدم. بین انگشتام بود هروقت بخام روشن کنم! مصرف مورفین زیاد شد و کلا ترکیبی بالاااا
                          مچاله شدم ! یبار سر تریپ کردن حالم بد شد و تصمیم به ترک گرفتم. اگه ببینم مفیده تاپیکش میکنم.
                          هرچیزی که مارو نعشه یا چت میکنه واسه ترکش باید خماری پس بدیم!
                          چه ذهنی چه جسمی. امان از سندروم بی قراری!
                          واسه ترک کردنش محیط کاری مخصوصا اکه مورد علاقه و حیطه تخصصتون باشه خیلی کمک میکنه. منظورم اینه وقتتو با کار مفید و درامد و ... بگذرونی. اون موقعس که میفهمی خودش هروقت لازم باشه میااد سراغت. به قول یکی از دوستان:~ سرخپوستیه !

                          Comment


                          • #28
                            QUOTE=sabzak;n13499]بعد از بارها مصرف کانابیس( گل.ماریجوانا.وید) و لمس لذت حالتی که بعد از مصرفش به انسان دست میده دیگه تمام لذت های این دنیایی و عادی در چشمم رنگ باخته و حتی دیدن خانواده و عزیزان و سفر که از بزرگترین لذت های زندگیم بود بدون (های) بودن صفایی نداره و آنچنان حریص مصرف کانابیسم که ترجیح میدم تمام لحظه هام رو در حالت بالا باشم و این یعنی اعتیاد روانی! یکی از علایم شایع این نوع اعتیاد دیدن خواب هایی با محوریت مصرف ماریجواناست.البته در مواقعی که چند روز یا چند هفته ست که مصرف نکرده اید.بدون تعارف هر کس دیگه ای هم مثل منه لطفا با قبول این وابستگی و اعتیاد,تجربیاتش رو به اشتراک بزاره و دوستان اگه راه کارهای عملی دارن برای بازگشت به حالتی که با لذایذ دنیوی عادی هم بشه از زندگی لذت برد رو بگن و من و امثال من رو راهنمایی کنن. در واقع از لحاظ علمی احساس میکنم مغزم بیشترین ترشح دوپامین رو با کانابیس داره و در غیر اون حالت هیچ حس وحال دیگه ای نمیتونه مغز رو به ترشح دوپامین ( به اندازه مقداری که در حالت high ترشح میشه) وا بداره .در اخر این رو هم بگم که بعضی از لذت های زندگی عادی واقعا اگه نباشن بهتره و نباید از خوبی های کانابیس هم غافل شد که دیدم رو نسبت به خیلی چیزها تغییر داد .بهر حال منتظر نظرات و راهنمایی های دوستان باتجربه و خوبم در این انجمن که درش تازه واردی بیش نیستم, هستم. [/QUOTE]

                            درود. شاید اکثر اعضای این انجمن، زمانی چنین مسئله ای داشتن. به شخصه به مدت طولانی چنین اعتیادی رو تحمل کردم و نتیجه ای که برای من داشت مصرف کامل انرژی حیاتیم بعد از مصرف بود. در واقع بعد هر بار مصرف سطح انرژیم از چیزی که در حالت عادی بودم، ده ها برابر پایینتر میومد و سستی و تنبلی ذهنی و فیزیکی زیادی در خودم حس میکردم، تا اینکه به دلایلی تصمیم به ترک کاملش گرفتم. همت و اراده زیادی میخواد و اوایل واقعا سخت بود. همونطور که شما گفتید احساس میکردم زندگی در حالت عادی لذتی نداره و میبایست همیشه های بود تا عمق زیبایی زندگی رو درک کرد.
                            من به جای ماریجوانا، مراقبه و تمرینات معنوی و خودسازی رو جایگزین کردم و کندالینی یوگا کار کردم. اوایل بی نتیجه و خسته کننده بود اما سست نشدم و ادامه دادم و بتدریج تونستم چاکراهام رو متعادل کنم و در مراقبه، برون فکنی و تمرینات کندالینی، چیزهایی رو تجربه کنم که صد بار لذیذتر از چتی بود. انگار کاملا هوشیار و آگاهانه های شده باشید.
                            از یک استاد شنیدم که اثرات ذهنی وید تا حدود 6 ماه در مغز باقی می‌مونه. بطور تجربی هم چنین چیزی رو درک کردم. تا حدود نیم سال بعد از ترک وید، نمیتونستم در مراقبه به خلسه برم و یا حتی روی درس و مطالب پیچیده تعمق کنم. انگار مغز از حالت بتا بالاتر نمیرفت. اما به مرور تخلیه کامل اثرات وید از مغز احساس شد. آنچه که با مراقبه تجربه میشد، میل به گل رو هم خاموش کرده بود.
                            بعد از این پروسه میشه کاملا آگاهانه و در مواقع نیاز ماریجوانا مصرف کرد که معمولا توأم با یک روان گردان دیگه اتفاق میوفته و کاملا سوای از حالت چتی هست. برای اطلاع از این طریقه مصرف میتونید به تاپیک های شمنیزم مراجعه کنید.

                            Comment


                            • #29
                              درود
                              دوستان از تنبلی و تخلیه انرژی درونی گفتن، اما باید بگم هیچ جهت گیری یا اسمی نمیشه به تاثیرات این گیاه ها نسبت داد (به جز ویژگی های اصلی) مثلا اینکه وارد جزئیات میشه یا پرورش استعداد، چون با مصرف ماری جوانا، انرژی عظیمی در بدن ازاد میشه که به زعم من تعبیری دیگری از افزایش سرعته. خوب، در این شرایط شما هر چیزی باشید بولد تر میشید. اگر ترس یا افسردگی یا تنبلی داشتید (حتی خفیف، دقت کنید ممکنه در مواقع عادی حتی تشخیصش سخت باشه)، مشکل بیشتر میشه. اگر در اکثر اوقات به ایگو وابسته بودید، این وابستگی کار دستتون میده و ایگو همه‌ی اون انرژی ارزشمند رو مصرف میکنه.
                              شما در حالت عادی هم میتونید اون ایده هارو بدست بیارید، به شرطی که بتونید سرعت افکارتون رو، مشابه حالت مصرف پایین بیارید (که کار سختیه و تمرین سنگین میطلبه) در این صورت، زمان برای منطق کند میشه و خلاقیت (هوش) پررنگتر میشه. از لحاظ تئوری، شما اگر بتونید زمان رو متوقف کنید، به سرعت نور میرسید و این در حقیقت نهایت هوش و آگاهیست (بی‌نهایت). شخصا ایده ها (و آگاهی) فوق‌العاده ای تحت تاثیر ماری جوانا داشتم و این که بگیم ماری جوانا فقط مختص استفاده تفریحیه، حقیقتا توهین به روح این گیاه با ارزشه چون معمولا اکثریت ارزش واقعی این گیاه رو درک نمیکنن و اونو دست کم میگیرن.
                              ماری‌جوانا رو یک توربوشارژر فرض کنید که سرعت ما (اتومبیل) رو بیشتر میکنه. نتیجه اینه که در لحظات مصرف، در حقیقت تاثیر پذیری ما خیلی بیشتره. پس راه‌ حل اینه که خودمون تاثیر گذار باشیم. کافیه امتحان کنید؛ اگه مشکل تنبلیه، برای یک مدت مشخص بعد از مصرف، آگاهانه جلوی تنبلی مقاومت کنید. صددرصد این کار از لحاظ فیزیکی امکان پذیره اما تنها مشکل منطق هست که باید قانع بشه برای مدتی سختی کوچکی بکشه تا رشد کنه. بعد از یک مدت خاص خواهید دید در شرایط عادی چقدر پرانرژی تر شدید. تنبلی دو نمود اصلی داره : Procrastination (به تعویق انداختن کار) و کمبود اراده. دلیل اصلی اولی، عدم حضور در لحظه است که همیشه با Imagine کار در ذهن در زمان آینده و سپس، تصمیم برای انجام کار در آینده همراهه. شما میتونید اینطور مشکل رو خرد و آرام آرام حل کنید، یا اینکه آگاهانه در جهت عکس مشکل حرکت کنید. اینجا شما (Intelligence) در مقابل ایگو (Matter) قرار میگیرید و اینجا، دقیقا جایی هست که درد برای رشد شروع میشه.
                              ببخشید طولانی شد، اگر نظری دارید خوشحال میشم.
                              “Two things are infinite: the universe and human stupidity; and I’m not sure about the universe.”
                              ― Albert Einstein

                              Comment


                              • #30
                                نوشته اصلی توسط mahdi555 نمایش پست ها
                                درود
                                دوستان از تنبلی و تخلیه انرژی درونی گفتن، اما باید بگم هیچ جهت گیری یا اسمی نمیشه به تاثیرات این گیاه ها نسبت داد (به جز ویژگی های اصلی) مثلا اینکه وارد جزئیات میشه یا پرورش استعداد، چون با مصرف ماری جوانا، انرژی عظیمی در بدن ازاد میشه که به زعم من تعبیری دیگری از افزایش سرعته. خوب، در این شرایط شما هر چیزی باشید بولد تر میشید. اگر ترس یا افسردگی یا تنبلی داشتید (حتی خفیف، دقت کنید ممکنه در مواقع عادی حتی تشخیصش سخت باشه)، مشکل بیشتر میشه. اگر در اکثر اوقات به ایگو وابسته بودید، این وابستگی کار دستتون میده و ایگو همه‌ی اون انرژی ارزشمند رو مصرف میکنه.
                                شما در حالت عادی هم میتونید اون ایده هارو بدست بیارید، به شرطی که بتونید سرعت افکارتون رو، مشابه حالت مصرف پایین بیارید (که کار سختیه و تمرین سنگین میطلبه) در این صورت، زمان برای منطق کند میشه و خلاقیت (هوش) پررنگتر میشه. از لحاظ تئوری، شما اگر بتونید زمان رو متوقف کنید، به سرعت نور میرسید و این در حقیقت نهایت هوش و آگاهیست (بی‌نهایت). شخصا ایده ها (و آگاهی) فوق‌العاده ای تحت تاثیر ماری جوانا داشتم و این که بگیم ماری جوانا فقط مختص استفاده تفریحیه، حقیقتا توهین به روح این گیاه با ارزشه چون معمولا اکثریت ارزش واقعی این گیاه رو درک نمیکنن و اونو دست کم میگیرن.
                                ماری‌جوانا رو یک توربوشارژر فرض کنید که سرعت ما (اتومبیل) رو بیشتر میکنه. نتیجه اینه که در لحظات مصرف، در حقیقت تاثیر پذیری ما خیلی بیشتره. پس راه‌ حل اینه که خودمون تاثیر گذار باشیم. کافیه امتحان کنید؛ اگه مشکل تنبلیه، برای یک مدت مشخص بعد از مصرف، آگاهانه جلوی تنبلی مقاومت کنید. صددرصد این کار از لحاظ فیزیکی امکان پذیره اما تنها مشکل منطق هست که باید قانع بشه برای مدتی سختی کوچکی بکشه تا رشد کنه. بعد از یک مدت خاص خواهید دید در شرایط عادی چقدر پرانرژی تر شدید. تنبلی دو نمود اصلی داره : Procrastination (به تعویق انداختن کار) و کمبود اراده. دلیل اصلی اولی، عدم حضور در لحظه است که همیشه با Imagine کار در ذهن در زمان آینده و سپس، تصمیم برای انجام کار در آینده همراهه. شما میتونید اینطور مشکل رو خرد و آرام آرام حل کنید، یا اینکه آگاهانه در جهت عکس مشکل حرکت کنید. اینجا شما (Intelligence) در مقابل ایگو (Matter) قرار میگیرید و اینجا، دقیقا جایی هست که درد برای رشد شروع میشه.
                                ببخشید طولانی شد، اگر نظری دارید خوشحال میشم.
                                خیلی دقیق و علمی توضیح دادین .

                                Comment

                                Working...
                                X