اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

تجربه ی مصرف آمانیتا موسکاریا

Collapse
X
 
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • تجربه ی مصرف آمانیتا موسکاریا

    درود بر دوستان
    امیدوارم حال همتون خوب باشه
    عضو جدید هستم و خیلی خوشحالم که با شما همراه باشم
    راستش قصد دارم تجربه های خیلی گرانبهایی که با مصرف آمانیتا موسکاریا(Amanita muscaria ) و زهروزغ ( Toad venom ) که بتازگی سفرهای خیلی خوبی باهاشون داشتم رو براتون بنویسم تا شاید تونسته باشم به کسایی که قصد سفر با این روانگردان ها رو دارن کمکی کرده باشم .
    من مذکر و 30 ساله هستم ..

    در این پست سه سفر با آمانیتا رو( که به ترتیب دوز رو افزایش میدم) شرح خواهم داد که دوتای اول به صورت تدخینی هستش و سومی به صورت خوراکی !!

    قبل از هر چیز باید این نکته رو بهتون بگم که توی اینترنت در مورد آمانیتا موسکاریا صحبت های متناقص و عجیبی زده میشه که دلیله این همه تناقص رو من واقعا درک نمیکنم.مصرف درست و به اندازه ی این قارچ هیچ خطری نداره و با اینکه سفرش اصلا شباهتی به قارچ های جادویی نداره ولی باره ارزشی سفر بسیار بالا و گرانبهاست ...
    درواقع آلکالوییدهای موجود در این قارچ(Ibotenic acid و muscimol) توسط گیرنده های سروتونینی دریافت نمیشن ولی به شخصه معتقدم این گیاه با ایجاده توهمات بصری و شنیداری کمتر میتواند تاثیرات معنویه خیلی بیشتری داشته باشد.
    نکات مهم :

    اول از همه یادتون باشه به هیچ وجه خودتون برای چیدن این قارچ از طبیعت تلاشی نکنین....از هم خانواده های آمانیتا و سایرقارچ ها , گونه هایی بسیار شبیه به آمانیتا موسکاریا وجود دارند که بسیار سمی و خطرناک هستند !
    در مورد خرید این قارچ هم باید بگم که بسیار راحت و کاملا قانونی از اینترنت امکان پذیر هست و مصرف و حتی عصاره گیری از این قارچ نیز به هیچ وجه غیرقانونی نمیباشد. فقط حتما از منبع مطمئن خرید کنید و حتما قارچی که تهیه میکنید باید Amanita muscaria و یا Amanita regails باشد که هر دو از نظره میزان آلکالویید شبیه به هم هستن و تنها از نظر ظاهری متقاوت هستن... گونه ای دیگری نیز به نام Amanita pantherina در اروپا رشد میکند که میزان آلکالویید هایش با دو گونه ی دیگر متفاوت هست و بنده تجربه و اطلاعاتی از این قارچ ندارم.

    نکته ی دوم اینکه همونطور که میدونید بعضی ها از این قارچ با نامهای قارچ Supermario وAlice shroom نیز نام میبرند...دلیله اینکه ازش به عنوانه آلیس در سرزمین عجایب نام برده میشه رویاهای بسیار پیچیده و الگوواری است که بعد از مصرف دوز معمول این گیاه و در پایان سفر رخ میدهد.اگر با دیدن خواب مشکلی دارین باید قید مصرف این گیاه رو بزنید و یا میکرودوز مصرف کنین.

    نکته ی سوم :
    هر چه قدر از زمان چیده شدنه قارچ بگذرد میزان آلکالویید ها تقلیل می یابد..این نکته برای انتخاب دوز مصرفی میتواند نکته ی موثری باشد
    در مورد اوردوز نگران نباشین چون میزان مقداری که برای اوردوز با این گیاه نیاز هست ده ها برابره دوزه معمول هست ...یادتون باشه اگر مشکلات فشار خون یا بیماری ای مربوط به cns دارید از مصرف این گیاه خودداری کنین..در کل میتوان گفت کسی که میتواند نوشیدنه مقداره زیادی الکل را تحمل کند و بدونه نیاز به دارو در حالت سیاه مستی میتواند بخوابد , قطعا مشکلی با مصرف آمانیتا نخواهد داشت !! البته فراموش نکنین که این فقط بحثه هندل کردنه فیزیکی این گیاه هست و اینکه آیا از نظر معنوی و روحی نیاز به این تجربه داشته باشید قطعا سواله اصلی و کلیدی هست که باید از خودتون بپرسین که دلیل مصرفتون چی هست که امیدوارم این انجمن محفل خوبی برای پاسخ به اینگونه سوالات باشد..

    نکته ی چهارم در مورد صحبتهایی که در مورد شمن های سیبری و نوشیدن ادراره شمن بزرگ توسط مریدانش انجام میشه هستش....
    نوشیدنه ادرار مساله ی خوشایندی نیست و امیدوارم جایی که اسم آمانیتا موسکاریا میاد حرف از نوشیدنه ادرار نشه...شمن ها از کلیه های خودشون برای تبدیل Ibetonic acid یه muscimol بهره میبردن که اینکار با یک حرارت دادنه ساده و چند ساعته بر روی اجاق گاز نیز امکان پذیر هست .

    سفر اول :
    مقدار: یک cap
    نوع مصرف : تدخینی

    پیش از شروعه مصرف یک کلاهک قرمز رنگ خشک شده رو برداشتم و ریش ریش های زرد و نباتی رنگ که در قسمت داخلی (زیر کلاهک )آن بود را تراشیدم..
    میشه از وسیله هایی مثل خلال دندان یا چاقوی کوچک نیز برای اینکار استفاده کرد ولی فکر میکنم تراشیدن با ناخن راحت ترین راه باشه..بعد از تراشیدنه اون قسمته داخلی , پوسته ی قرمز رنگه بیرونیه گیاه به ضخامته یک برگ خواهد بود که اضافی در دستانتان می ماند..(یک طرف قرمز و شکل بیرونیه گیاه و یک طرف که تراشیده شده سفید میشود)
    میتوانید این پوسته را برای مصرف خوراکی نگه دارید(هر چند این قسمت از گیاه مقدار کمتری آلکالویید خواهد داشت و پیشنهاد میکنم دور بیاندازید)
    هاگ های تراشیده از نظر ظاهری به شکل توتون پیپ می ماند و میتوانید آن ها را تدخین کنید.
    من برای تدخین گزینه های متفاوتی را امتحان کردم که فکر میکنم به دلیله روغنی که ازگیاه هنگام تدخین در می آید پیپ فیلتر دار و waterbong بهترین گزینه ها باشند..
    هر چند من به شخصه چون اسموکره حرفه ای پیپ بودم مشکلی با تدخین این گیاه در چپق ندارم و از یک چپق چوبی ارزان قیمت بهره بردم (از فروشگاه های مربوطه در هرشهری هستین به قیمت 60 تا 70 هزار تومان قابل تهیه هست...)
    دوستان یادتون باشه که بوی تدخینه این گیاه هر چند که معطر هست ولی تا یک ربع بیست دقیقه در اتاق سرپوشیده باقی می ماند (تا حدودی غلیظتر از بوی قلیان و پیپ)

    زمان : (00:00) شروع
    از خواب بیدار شدم و با چای و نانی صبحانه ی مختصری خوردم
    سیستم صوتی رو روشن کردم و موزیکهای سایکدلیک( ولی نسبتا آرامی) رو لیست کردم
    چپق و فندک را برداشتم و شروع به تدخین آمانیتا کردم.
    از کام اول و محکمی که گرفتم تاثیرات قابل رویت هستند و آرامشی سراسره وجودم را فرا میگیرد..احساس میکنم طعم دلنشینی داره و اصلا زننده نیست...
    حسی که دارم شبیه به حسی هست که با مصرف بنزودیازپین ها به دست میاد..نمیدونم چطور بگم ولی حس میکنم روح و آگاهی ام به عمق درون و بدنم رفته و من با کانون وجودیت ام بیشتر تعامل دارم تا با دنیای بیرون.چشمانم رو میبندم و اثری از تجسمات یا الگوهای COV نیست ..فقط و فقط آرامش و اینکه انگار روحم یک لایه فاصله از پلک هایم گرفته باشه.

    زمان : +15 دقیقه بعد از شروع

    فندک میزنم و کام دوم و سوم را میگیرم(پیشنهاد میکنم حتما* بیلچه ی پیپ* داشته باشید و کار کردن باهاشو بلد باشید وگرنه نمیتونین خوب تدخین کنین)
    دود را بیرون میدهم و همینکه منتظر مشاهده ی تغییرات هستم , گدایی درب منزلم را میزند
    با کمی تعجب و آشفتگی از آرامشه زیادی که داشتم بیرون میجهم و همین باعث میشود یک تیر کوتاهی در پشت گردن ام حس کنم...این اتفاق باعث شد حس کنم کمی آشفته ام و آمانیتا سعی بر آموزش آرام بودن را دارد..(آخه من قبل از این سفر مدتی بود که لایف استایلی نا منظم و پر از تشویش داشتم)
    بسیار بسیار آرام و بی دغدغه میشوم و گرمای بسیار لذت بخشی لب ها صورت و گردن ام را در بر میگیرد..گرما را بیشتر حس میکنم و حس میکنم ناحیه ی بین سر و سینه ام مملو از گرمایی لذت بخش هست که با تکیه بر آن گرما آرامشی فوق العاده به من دست میدهد..
    حس میکنم روحم کامل درون سر و چشمانم جا خوش کرده و هیچ استرسی ممکن نیست برای من بوجود بیاید(مطمئن هستم که این حس ماندگاری کمی ندارد و حداقل تا چند ساعت همینطور داخله چشمانم بدون استرس خواهم ماند که ای کاش این حس برای همیشه ادامه داشت) ..
    ذهنم کاملا شفاف و پاک است و مکالمه ی درونی وجود ندارد.....شفاف ترین و زلال ترین اندیشه های معنوی خود را دعوت میکنم که با ادامه دادن به این تفکرات میتوانم صدای خودم رو شفاف و واضح درونه سرم بشنوم..
    تفکرات عرفانیه همیشگی ام به سمت و سویی میرود که هرگز با تریپتامینها یا اندیشه های طبیعی ام به اون جواب ها دسترسی پیدا نمیکردم... تغییر زیادی در حس شنیداری ام حس نمیکنم ولی دیگر به جای اینکه موزیک را بشنوم , بدنه ی بلندگوها که درونشان صدا در جریان هست را حس میکنم(*امیدوارم این توضیحاتم بتواند مقصودم را به شما برساند دوستان)در کل تغییرات در بستر شنوایی به هیچ وجه به اندازه ی ماریجوانا یا سایر سایدکلیک ها نیست ولی تا حدی هست که تغییرات ایجاد شوند و شما حس طبیعی بودن داشته باشید( همین مساله برایم بسیار خوشایند بنظرمی اومد)

    زمان : +45 دقیقه بعد از شروع
    کام دیگری از چپق میگیرم
    حس رضایت بیشتری بهم دست میدهد ولی از طرفی نوعی شگفتی و تعجب از حالی که بهم دست میدهد دارم..بیشتر به این فکر میکنم که این احساس چگونه تمام میشود و اینکه مطمئن هستم اگر بخواهم اکتیو نباشم و نهایتا به خواب بروم قطعا خوابی متفاوت از روزهای عادی خواهم داشت...گویی نمیخواهم بخوابم چون حسی عجیب نسبت به آن دارم..
    احساس میکنم استخوان های گونه هایم درشت تر شده و با اینکه آینه ای ندارم ولی حس میکنم چهره ام تغییر کرده باشد و خوشایند تر بنظر بیام..
    من هرگز در سفرهای معنوی به دنباله همصحبتی با جنس مونث نبودم ولی نمیدانم چرا حس میکنم که نوازش کردن یا مورد نوازش قرار گرفتن در این لحظه میتواند بسیاربسیار لذت بخش باشد..

    زمان : +75 دقیقه بعد از شروع
    به بیرون از خانه میروم و با یک تلنگره کوچک در جلوی در متوجه میشم که نوع راه رفتنم کمی تغییر کرده و در قسمته شانه ها و دست ها آزادی و آرامش بیشتری دارم ...با اینکه کاملا از خودم آگاه هستم و تلو تلو خوردنی در کار نیست ولی احساس میکنم نوعی مست باشم.. در واقع نوعی آزادی و رهایی در شانه ها و فکر کنم سیستم عصبی ام ایجاد شده...
    در هنگام راه رفتن , از بالا به پاهایم مینگرم و متوجه میشم که چقدر خوشتیپ هستم (خخخ)..نوع راه رفتنم تغییر کرده(شاید کمی ریلکس تر شده) و پاهام خیلی درستتر و آزادتر قدم بر میدارن و بالاتنه ام را حمل میکنند...
    به مغازه ای برای خرید میروم و خانم میان سالی به عنوانه فروشنده در مغازه نشسته است...احساس میکنم او نیز حس خوبه مرا متوجه شده و مرا مینگرد و احترام زیادی به من میگزارد.. خرید میکنم و در هنگام برگشت به خانه خانمی را به همراه کودکش میبینم که احساس میکنم ایشون هم با دیدنه من راحتی در کوچه را به دست می آورد و حس من متقابلا او را نیز موسکاریایی میکند....مطمئن هستم عابرین پیاده و آن فروشنده هرگز به اینکه من مواد یا شرابی مصرف کرده باشم فکر نمیکنند و از این رو آمانیتا برایم قابل تحسین است..

    زمان : +90 دقیقه بعد از شروع
    به خانه باز میگردم...احساس خوب و آزادی که تجربه کردم برام تازه نبود و من از اینکه بعداز مدت ها دوباره این حس آشنا رو در کوچه ی و خیابان چشیده بودم خیلی خرسند بودم...
    طعم قارچ کم کم از گلویم میرود ولی من هنوز درون چشمانم هستم و ذهنی شفاف دارم...واقعا نمیدانم اگر بخوابم چه میشود ...از این رو دلهره ای در دلم دارم...
    به رختخواب میروم.. چشمانم را میبندم که خطوط سبز و قرمز رنگه بسیار تیز و روشنی به داخله همدیگر فرو میروند و اشکال جدیدی میسازند...این تصاویر با تجسماته روزانه ام و با اشکالی که در سفر تریپتامین ها دیده میشوند فرق دارند و کاملا روشن هستن..
    4-5 دقیقه آنها را مشاهده میکنم و با منگی عه خاصی به خواب میروم ولی هیچ خوابی نمیبینم و خبری از سرزمین عجایبی که از تجربیات مصرف کنندگان در erowid خوانده بودم خبری نبود...

    پایان سفر اول*
    ادامه دارد...

  • #2
    از مدیران خواهش میکنم به من بگن دکمه ی ادیت کجاست ؟ نکته ای رو اشتباه نوشتم میخوام ادیت کنم ولی دکمه ی ادیت رو پیدا نمیکنم

    Comment


    • #3
      درود بر شما و با سپاس از گزارش خوبتان.

      متاسفانه بعد از ارسال پست امکان ویرایش برای کاربران عادی وجود ندارد. شما می توانید موارد اصلاحی را همینجا مطرح کنید تا برای شما اصلاح گردند یا مطلب مورد نظر را بعد از اصلاح مجددا پست کنید (مطلب قبلی حذف خواهد شد)

      Comment

      Working...
      X