اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

اولین تجربه سایکدلیک با ماشروم

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • اولین تجربه سایکدلیک با ماشروم

    اول یه توضیح مختصری از خودم و اینکه چرا به این سمت اومدم بگم. از بچگی اضطراب اجتماعی (سوشیال فوبیا) داشتم. این عارضه‌ی روانی شایع‌ترین مسئله‌ی روانی بعد از افسردگی و اعتیاد به الکله. الان مهم‌ترین مسئله‌ی زندگیم ارتباط با آدما هست. من از آدما می‌ترسم. اونا رو خیلی بزرگ و دست‌نیافتنی می‌بینم. تا جایی که بتونم سعی می‌کنم ازشون دوری کنم. آدم مغروری ام. به شخصیتم خیلی می‌نازم و همیشه ترس اینو دارم که تحقیر بشم و به شخصیتم توهین بشه! هیچوقت تو ارتباط با آدما (چه آشنا چه غریبه) راحت نبودم و همیشه تنش دارم. در حدی وضعم بحرانیه که منِ ۲۰ ساله هنوز از نزدیک‌شدن به دخترا واهمه دارم و نه دوست‌دختر دارم نه دوستِ دختر. توی دانشگاه و کلاس و محیط کار هم با آدما تعارض دارم و سعی می‌کنم ازشون دوری کنم. سیگار و قلیان کشیدم ولی اهلش نیستم و ازشون بدم میاد.

    به سمت روانشناسی و روانپزشکی رفتم و کمکی بهم نکرد. ظاهرا علم روانشناسی راه‌حل خوبی برای این مشکل پیدا نکرده. توی پرس‌وجوهام با گل (وید) آشنا شدم. دیدم به بعضی‌ها تو بهبود افسردگی‌شون کمک کرده. ۴-۵ بار با روش‌های مختلف و با آدمای مختلف گل کشیدم ولی روم اثری نداشت. حتی چت هم نشدم! قدم بعدی ماشروم بود. هدفم از استفاده از سایکدلیک این بود که بتونم خودم رو از بیرون ببینم. فکرهام، اضطرابام، ترس‌هام و باورهام رو از نو ببینم، مثل نگاه کردن بی‌قضاوت و بی‌تعصب به یا آدم دیگه. ممکنه با این کار به توهماتم آگاه بشم و اونا رو کنار بذارم.

    ماشروم رو گیر آوردم. قرار بود با یکی از دوستام تریپ بریم و اون که تجربه‌ش بیشتر از من بود لیدم کنه. ولی براش مشکلی پیش اومد و نتونست بیاد. من عجله داشتم و تصمیم گرفتم تنهایی تریپ برم. شب خونه رفتم. تنها بودم. کارام رو کردم، گوشیم رو سایلنت کردم و محیط رو آماده کردم تا موقع تریپ مشکلی پیش نیاد.

    حدود یه گرم خوردم. نشستم و پشت لپتاپم و چرخ زدم. بعد یه مدت شروع به دل‌درد گرفتن کردم. فهمیدم وارد تریپ شدم. کم کم وسایل اتاق و قالی داشت موّاج می‌شد و روشن‌تر دیده می‌شدن. ذهنم داشت سبک و خالی می‌شد. هدفونم رو گذاشتم و صدای آهنگ رو بلند کردم. موسیقی برام تازگی داشت. داشتم تک تک کلماتش رو می‌شنیدم. غرق موسیقی شده بودم و حال و هوام متناسب با فضای موسیقی عوض می‌شد.

    آهنگ رو قطع کردم. متوجه چیز جالبی شدم: یادم نمیومد برای چی اونجا اومده بودم! اضطراب‌ها و ترس‌هام یادم نمیومد. فضای ذهنیم فقط محدود به خونه شده بود و بیرون از دیوار خونه برام موضوعیت نداشت. توی خلأ بودم. نگران این شدم که ممکنه از این حالت بیرون نیام. مرگ هم منو نگران می‌کرد.

    فشاری روم نبود و از روی کنجکاوی به سرم زد که خودارضایی کنم. هر چی تلاش کردم تو گوشیم دنبال فیلم بگردم پیدا نکردم. فیلم رو پیدا نمی‌کردم و دوباره همون مسیر قبلیم رو می‌رفتم تا پیدا کنم. چند بار این حلقه ادامه پیدا کرد و هربار دقیقا همون کارا رو می‌کردم. تمرکز نداشتم. تا اینکه پیدا نکردم و بی‌خیالش شدم. اون لحظه برام منطقی به نظر میومد که برم تو خیابون و یه پارتنر پیدا کنم و محترمانه ازش خواهش کنم بیاد خونه‌م؛ به عنوان یه عمل طبیعی و انسانی! ولی خب، نرفتم.

    بیشتر از این یادم نیست. اونقدر چیزای جدیدی دیدم که نمی‌تونستم همه‌شو پردازش کنم. بقیه وقت رو با گوش‌دادن آهنگ گذروندم تا اینکه فهمیدم دارم میام پایین.

    انتظار داشتم تو تریپ وحدت با زندگی و بقیه آدما رو حس کنم، ولی هنوز خودم رو از بقیه جدا می‌دونستم و حتی ترسم ازشون از بین نرفته بود. الان که چند روزی از تریپ می‌گذره فرقی با قبل نکردم. یعنی رابطه‌ام با مردم فرقی نکرده و این ناامیدم می‌کنه. برای دفعه‌ی بعد می‌خوام بنویسم واسه چی اومدم اونجا و موقع سفر بخونمشون. یه پادکست در مورد اضطراب اجتماعی دارم که می‌خوام آماده کنم و اونو موقع سفر گوش بدم. چندتا مطلب عرفانی هم دارم که با اینکه چندبار اونا رو خوندم ولی هنوز درکش نکردم. اونا رو هم آماده می‌کنم. ۳-۴ گرم ماشروم از دفعه‌ی قبل باقی مونده که می‌خوام برای بار بعد همشون رو مصرف کنم.

    در کل هدفم از مصرف دراگ شناختن بیشتر خودم و رفع صفات بد اخلاقیم مثل ترس از مردم، بزرگ‌بینی مردم، حسادت، خودخواهی و غرور زیاده. چند ساله دارم تو این زندان روانی زندگی می‌کنم و می‌خوام به هر قیمتی شده ازش بیرون بیام. سایکدلیک رو آخرین راه نجاتم می‌دونم. اگه این هم جواب نده دلیلی برای ادامه این زندگی پررنج نمی‌بینم.

    به کسی هم که تو بهبود بیماری‌های روانی با دراگ تخصص داشته باشه دسترسی ندارم. اگر پیشنهادی دارید یا می‌تونید کمکم کنید یا فرد متخصصی می‌شناسید لطفا کمکم کنید. عمیقا به کمک احتیاج دارم.
    هنوز امیدی هست؟

  • #2
    سلام
    اساتید زیادی تو انجمن هستن که بهتر از من کمک میکنن ،من فقط در حد فهم خودم از زندگی سعی میکنم کمکتون کنم
    من هم شاید میتونم بگم تا حدی شبیه به شما هستم ولی این مشکل عدم ارتباط با افراد رو چند وقتی هست تا حدی دارم رفع میکنم و پیشرفت داشتم
    ببنید استفاده از دراگ برای خود شناسی کمک کنندست ،به شرطی که شما تو اون راه قدم بگذارید ،کخ این کار برای شما که در این ضمینه بی تجربه هستید اولش کمی نیاز به تمرین و یادگیری داره
    به نظر من کتاب تحلیل رفتار متقابل رو بخونین (کامل هم حوصله نداشتین بخش های کلیدیش رو بخونین ) تا بصورت تئوری بفهمید چه اتفاقاتی درون شما میافته
    بعد هنگام تریپ های میتونید صحیح خودتون رو هدایت کنین و در نهایت ریشه تمام مشکلات رو پیدا و راه حل اون رو تفاهم میکنید
    البته این وسط هوش و تیزبینی شما این مراحل رو سرعت میبخشه
    روانگردان ها زمانی تو این پروسه به شما کمک میکنن که بدونید چجور وبا چه هدفی مورد استفاده قرار بدین
    و درنهایت استفاده از روانگردان ها به هیچ عنوان توصیه نمی شود (چون ما ادم ها با هم تفاوت داریم ،و قطعا به تعداد ادم ها راه هست برای رسیدن به خدا)

    Comment


    • #3
      نوشته اصلی توسط M.B.I.S نمایش پست ها
      سلام
      اساتید زیادی تو انجمن هستن که بهتر از من کمک میکنن ،من فقط در حد فهم خودم از زندگی سعی میکنم کمکتون کنم
      من هم شاید میتونم بگم تا حدی شبیه به شما هستم ولی این مشکل عدم ارتباط با افراد رو چند وقتی هست تا حدی دارم رفع میکنم و پیشرفت داشتم
      ببنید استفاده از دراگ برای خود شناسی کمک کنندست ،به شرطی که شما تو اون راه قدم بگذارید ،کخ این کار برای شما که در این ضمینه بی تجربه هستید اولش کمی نیاز به تمرین و یادگیری داره
      به نظر من کتاب تحلیل رفتار متقابل رو بخونین (کامل هم حوصله نداشتین بخش های کلیدیش رو بخونین ) تا بصورت تئوری بفهمید چه اتفاقاتی درون شما میافته
      بعد هنگام تریپ های میتونید صحیح خودتون رو هدایت کنین و در نهایت ریشه تمام مشکلات رو پیدا و راه حل اون رو تفاهم میکنید
      البته این وسط هوش و تیزبینی شما این مراحل رو سرعت میبخشه
      روانگردان ها زمانی تو این پروسه به شما کمک میکنن که بدونید چجور وبا چه هدفی مورد استفاده قرار بدین
      و درنهایت استفاده از روانگردان ها به هیچ عنوان توصیه نمی شود (چون ما ادم ها با هم تفاوت داریم ،و قطعا به تعداد ادم ها راه هست برای رسیدن به خدا)
      از روانشناسی متنفرم. ممنونم از کمکتون.
      هنوز امیدی هست؟

      Comment


      • #4
        سلام
        من فقط بخاطر اینکه بتونم با شما حرف بزنم عضو سایت شدم.راستش نمیدونم چی بنویسم. چقدر دلم میخواست که میتونستم کمکی بهتون بکنم ولی یکی باید بیاد به خود من کمک کنه هرچند که فکر نکنم هیچکس بتونه.
        منم این مرض رو دارم و از موقعی که یادم میاد دارم راجع بهش فکر میکنم ولی دریغ از ذره ای بهبودی.حتی بدترم شدم.
        یه لحظه آرامش برام نمونده.تمام زندگیم شده مثل یه کابوس.فکر کنید درگیر درد بی درمونی بشید که ذره ای نه آرامش براتون بذاره و نه آبرو و بدترین قسمت ماجرا هم اینه که هیچ راهی هم برای فرار ازش نباشه.این حال و روز هر روز منه.فکر کنم ایوب هم انقدر صبر نداشته باشه.
        دقیقا مثل اینه که خودت بزرگترین دشمن خودت باشی یه خود درگیری بیوقفه و به تمام معنا.
        فکر کنم این مریضی از عمیـــــــــــــــــــــــــــــــــق ترین بخش روان ایجاد میشه که حتی هیچ الکل و شادی بخش و روانگردان و ... نمیتونه اثری روش بگذاره.
        Last edited by کاملا نا امید; 09-11-2017, 08:39 PM.

        Comment


        • #5
          نوشته اصلی توسط کاملا نا امید نمایش پست ها
          سلام
          من فقط بخاطر اینکه بتونم با شما حرف بزنم عضو سایت شدم.راستش نمیدونم چی بنویسم. چقدر دلم میخواست که میتونستم کمکی بهتون بکنم ولی یکی باید بیاد به خود من کمک کنه هرچند که فکر نکنم هیچکس بتونه.
          منم این مرض رو دارم و از موقعی که یادم میاد دارم راجع بهش فکر میکنم ولی دریغ از ذره ای بهبودی.حتی بدترم شدم.
          یه لحظه آرامش برام نمونده.تمام زندگیم شده مثل یه کابوس.فکر کنید درگیر درد بی درمونی بشید که ذره ای نه آرامش براتون بذاره و نه آبرو و بدترین قسمت ماجرا هم اینه که هیچ راهی هم برای فرار ازش نباشه.این حال و روز هر روز منه.فکر کنم ایوب هم انقدر صبر نداشته باشه.
          دقیقا مثل اینه که خودت بزرگترین دشمن خودت باشی یه خود درگیری بیوقفه و به تمام معنا.
          فکر کنم این مریضی از عمیـــــــــــــــــــــــــــــــــق ترین بخش روان ایجاد میشه که حتی هیچ الکل و شادی بخش و روانگردان و ... نمیتونه اثری روش بگذاره.
          کاملا درک می‌کنم که چی میگی. مشکلت اضطراب اجتماعیه؟ کجاهای زندگیت رو مختل کرده؟ پیش دکتر رفتی؟ هیچ تلاشی کردی؟
          الکل و شادی‌بخش و حتی دارو راه حل موقتی هستن. راهکار اساسی اینه که ریشه‌ی مشکل رو پیدا کنیم. ما با یه سری توهمات و باورهای غیرواقعی بزرگ شدیم که تا الان باهامون همراه بودن و کنار گذاشتن این توهمات برامون در حد مرگ ترسناکه (حداقل من اینجوری‌م). برای درک واهی‌بودن این توهمات من می‌خوام از سایکدلیک کمک بگیرم. اگه کمکی از دستم برمیاد بگو.
          هنوز امیدی هست؟

          Comment


          • #6
            نیازی نیست نا امید بشید ،خیلی ساده تر از اون چیزی که فکر کنید میتونید درمان بشید . میدونی چرا فکر میکنی ممکنه امیدی نباشه؟ به خاطر اینکه هر کس وقتی درونا با یک مشکل درگیر باشه و احساساتش درگیر قضیه باشند نمیتونه به خوبی اون موضوع رو آنالیز کنه و منطقی باهاش برخورد کنه و من به تو حق میدم که اینطوری فکر کنی اما یه خبر خوب برات دارم. ساده تر از اونی که فکر کنی مشکلت برطرف میشه ولی میخوام دو تا قول بهم بدی .یکی اینکه اینو مد نظر بگیری که تو الان خیلی وقته با این مشکل درگیری و لطفا بیا و در روند درمانت عجله ب خرج نده ، به خودت بگو من X تعداد سال درگیر این مشکل بودم و به هر صورت زندگیم گذشت اما الان میخوام حتی اگر شده یکسال ( که هیچوقت انقدر طول نمیکشه) صبر کنم و با پشتکار و نظم برم جلو تا یکباربرای همیشه همه چیزو درست کنم . قول دوم اینه که گول هیچ آدم و معلم و استادی رو نخوری و خودت شخصاً منابعی که بهت معرفی میکنم رو مطالعه کنی و خیلی سریع در کمتر از 3 روز تا یک هفته یادش بگیری و شروع کنی با حوصله و پشتکار روی خودت کار کنی ، یادت باشه که توی یک هفته ما تبدیل به راننده ماهری نمیشیم ، توی یک هفته ما تبدیل به یک ورزشکار حرفه ای نمیشیم پس توی زمینه درمانی روان هم وقتی روی خودت کار میکنی این ذهنیت غلط رو باید کنار بگذاری که توی یک هفته همه چیزو درست کنی . میخوام کمی وقت بزاری و هر روز روی خودت کار کنی . بعد از یه مدت کم کم نتایج به چشمت میان و میبینی که داری درست میری پس اگر اول کار تمرین کردی و دیدی اتفاقی نیفتاد ادامه بده چون این روش جواب خودشو پس داده.
            بازم تاکید میکنم که به هیچ وجه نیاز نیست پولی به کسی بدی تا چیزی یادت بده یا روت کار کنه . خب آماده ای؟
            بهترین روشی که میتونی برای درمان استفاده کنی تکنیکی هست به نام ای اف تی . برو توی سایت www.eft.ir و مطالب رایگان آموزش ای اف تی رو بخون و انجامشون بده همین . با کتاب ای اف تی رسمی شروع کن . ان شالله به نتیجه ای که میخواهی میرسی و منو دعا کن . موفق باشی

            Comment


            • #7
              نوشته اصلی توسط کاملا نا امید نمایش پست ها
              سلام
              من فقط بخاطر اینکه بتونم با شما حرف بزنم عضو سایت شدم.راستش نمیدونم چی بنویسم. چقدر دلم میخواست که میتونستم کمکی بهتون بکنم ولی یکی باید بیاد به خود من کمک کنه هرچند که فکر نکنم هیچکس بتونه.
              منم این مرض رو دارم و از موقعی که یادم میاد دارم راجع بهش فکر میکنم ولی دریغ از ذره ای بهبودی.حتی بدترم شدم.
              یه لحظه آرامش برام نمونده.تمام زندگیم شده مثل یه کابوس.فکر کنید درگیر درد بی درمونی بشید که ذره ای نه آرامش براتون بذاره و نه آبرو و بدترین قسمت ماجرا هم اینه که هیچ راهی هم برای فرار ازش نباشه.این حال و روز هر روز منه.فکر کنم ایوب هم انقدر صبر نداشته باشه.
              دقیقا مثل اینه که خودت بزرگترین دشمن خودت باشی یه خود درگیری بیوقفه و به تمام معنا.
              فکر کنم این مریضی از عمیـــــــــــــــــــــــــــــــــق ترین بخش روان ایجاد میشه که حتی هیچ الکل و شادی بخش و روانگردان و ... نمیتونه اثری روش بگذاره.
              سلام درود دوستان عزیز کاملا نا امید Jostojugar
              اگه بتونید استاده خوبی پیدا کنید در زمینه یوگا یا ریکی خیلی خیلی کمکتون میکنه
              اگه امکانشو دارید یه سفر خارج برید یه دوره یوگا تو آموزشگاه های معتبر هند برید مطمعنا از این رو به اون رو میشید
              اگه نه میتونید برید خارج نه استاد خوبی میشناسید ریکی رو بهتون پیشنهاد میکنم.
              میتونه واقعا زندگیتونو متحول کنه به سادگی برعکس یوگا و بقیه ریکی بسیار ساده و شفا بخشه
              ریکی و صد ها سیستم انرژي هستش که تو زمینه های مختلف به افراد میتونه کمک کنه از خودشناسی و باز کردن کندالینی گرفته تا بدست اوردن آرامش و رفع افسردگی و مشکلات اینچنینی
              پایه ای ترین سیستم انرژی در ریکی اسویی هستش که ابتدا توسط استاد از راه دور یا نزدیک فعال میشه برای شاگرد و شاگرد میتونه از انرژی ریکی استفاده کنه
              اگه دوست داشتید میتونید برای دریافت همسویی رایگان چندین سبک (که خیلیا خداد تومن میگیرم برا همین در ایران متاسفانه) و اطلاعات بیشتر به http://www.jyoti-marga.in/ سر بزنید.

              Comment


              • #8
                نوشته اصلی توسط Ehsan0021 نمایش پست ها

                سلام درود دوستان عزیز کاملا نا امید Jostojugar
                اگه بتونید استاده خوبی پیدا کنید در زمینه یوگا یا ریکی خیلی خیلی کمکتون میکنه
                اگه امکانشو دارید یه سفر خارج برید یه دوره یوگا تو آموزشگاه های معتبر هند برید مطمعنا از این رو به اون رو میشید
                اگه نه میتونید برید خارج نه استاد خوبی میشناسید ریکی رو بهتون پیشنهاد میکنم.
                میتونه واقعا زندگیتونو متحول کنه به سادگی برعکس یوگا و بقیه ریکی بسیار ساده و شفا بخشه
                ریکی و صد ها سیستم انرژي هستش که تو زمینه های مختلف به افراد میتونه کمک کنه از خودشناسی و باز کردن کندالینی گرفته تا بدست اوردن آرامش و رفع افسردگی و مشکلات اینچنینی
                پایه ای ترین سیستم انرژی در ریکی اسویی هستش که ابتدا توسط استاد از راه دور یا نزدیک فعال میشه برای شاگرد و شاگرد میتونه از انرژی ریکی استفاده کنه
                اگه دوست داشتید میتونید برای دریافت همسویی رایگان چندین سبک (که خیلیا خداد تومن میگیرم برا همین در ایران متاسفانه) و اطلاعات بیشتر به http://www.jyoti-marga.in/ سر بزنید.
                با عرض ادب و احترام ، من توصیه میکنم وقتتون پای این چیزای قبیل ریکی نسوزونید اما مشکلی با یوگا ندارم . من همه این راهی که میفرمایید رو رفتم . بیراهه هستش دوست من

                Comment


                • #9
                  سلام. بنظرم سایکدلیک‌ها می‌تونن دید به فرد بدن. فرد رو با ترس‌هاش مواجه کنن و بهش نشون بدن که این ترس‌ها صرفا ساخته ذهنه؛ ولی نباید انتظار داشت که مشکلی که سالیان سال در ذهن ریشه کرده رو بصورت یکشبه حل کنند. تنها راه بنظرم مواجه با ترس و موقعیت‌های اضطراب آوره. این مواجه مسلما راحت نیست و بنظرم بخاطر همین هست که خیلی از بیماران دنبال راه‌های میانبر مثل دارو می‌گردند. برای مواجه با موقعیت‌های اجتماعی اضطراب‌آور می‌تونید برای خودتون اهدافی رو تعیین کنید و پله پله اون‌ها رو طی کنید.

                  اگر به زبان انگلیسی مسلط هستید پیشنهاد می‌کنم ویدیو زیر رو ببینید:

                  https://www.youtube.com/watch?v=LTClI5Q9wcc
                  ?Are you dreaming

                  Comment


                  • #10
                    نوشته اصلی توسط MindControl نمایش پست ها
                    سلام. بنظرم سایکدلیک‌ها می‌تونن دید به فرد بدن. فرد رو با ترس‌هاش مواجه کنن و بهش نشون بدن که این ترس‌ها صرفا ساخته ذهنه؛ ولی نباید انتظار داشت که مشکلی که سالیان سال در ذهن ریشه کرده رو بصورت یکشبه حل کنند. تنها راه بنظرم مواجه با ترس و موقعیت‌های اضطراب آوره. این مواجه مسلما راحت نیست و بنظرم بخاطر همین هست که خیلی از بیماران دنبال راه‌های میانبر مثل دارو می‌گردند. برای مواجه با موقعیت‌های اجتماعی اضطراب‌آور می‌تونید برای خودتون اهدافی رو تعیین کنید و پله پله اون‌ها رو طی کنید.

                    اگر به زبان انگلیسی مسلط هستید پیشنهاد می‌کنم ویدیو زیر رو ببینید:

                    https://www.youtube.com/watch?v=LTClI5Q9wcc
                    سلام
                    جناب MindControl عزیز من یه گزارش سفر نوشتم که ممنون میشم مطالعه بفرمایید و خوشحال میشم اگه نظرتون رو مرقوم بفرمایید.

                    Comment


                    • #11
                      نوشته اصلی توسط navidkhan نمایش پست ها

                      با عرض ادب و احترام ، من توصیه میکنم وقتتون پای این چیزای قبیل ریکی نسوزونید اما مشکلی با یوگا ندارم . من همه این راهی که میفرمایید رو رفتم . بیراهه هستش دوست من
                      میتونید بیشتر توضیح بدید چه راهی رو در رفتید که و چرا فکر میکنید نتیجه نگرفتید؟ و فکر میکنید بیراهه هستش
                      چون میتونه هزاران دلیل باشه و هزاران مسیر پس نمیشه همینتوری برا بقیه نسخه پیچید چون صد ها سیستم انرژی و تمرین هستش که ممکنه برا کسی جواب بده و برا کسی نه و توی تمرین ها و راه های دیگه هم همینطوره دلیل نمیشه چون برا شما کار نکرد برا دیگران هم این مسیر بی فایده باشه چون به شخصه برای خودم و خیلی ها دیگه فوایدشو دیدم.

                      Comment

                      Working...
                      X