اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

اولین و آخرین سفر

Collapse
X
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • اولین و آخرین سفر

    من چند سالی میشد که دنبال روانگردان ها بودم و خیلی کنجکاو بودم و البته هدفم دی ام تی بود چون در موردش مطالب زیادی چه سایت های داخل و خارج خونده بودم که سفرش کوتاهه و ماده ای بی خطره... خلاصه یه روز اتفاقی در شبکه های اجتماعی میگشتم که دیدم این ماده رو برای فروش گذاشتن هم کریستال استخراج شده و هم پوست ریشه میموزا هاستیلیس... دست و پامو گم کرده بودم که بعد از چندین سال به هدفم رسیدم... خلاصه سفارش دادم و به دستم رسید چند روزی گذشت و من میترسیدم که استفاده کنم تا اینکه دل رو به دریا زدم و گفتم دوز خیلی کم رو مصرف کنم حدود 10 میلیگرم رو ریختم رو خاکستر سیگار که روی آلومینیوم ریخته بودم و سر یه قیف کوچیک رو کردم تو دماغم و فندکو روشن کردم زیر آلومینیوم... دی ام تی سریع تبخیر شد و ناپدید شد و منم سریع از دماغم کشیدم بالا... بوی پلاستیک تندی رو احساس کردم آلومینیوم و فندکو گذاشتم کنار و بالش گذاشتم زیر سرم و دراز کشیدم به دیوار روبروم نگاه میکردم که متوجه شدم انگار از طرف چپ داره باد میاد و دیوار با ترگهاش رو داره با خودش میبره دیوار روبروم با میز و صندلی و همه چیز داشتن محو میشدن شوکه شده بودم که داره چه اتفاقی میفته؟
    به حالت عادی برگشتم و شب خوابیدم حدود 1 نیمه شب بود که در حالت خواب و بیداری متوجه حرکت انرژی از سمت چپ مغزم به طرف راست شدم جوری که مغزم سنگین شد اهمیت ندادم تا اینکه صبح ار خواب بیدار شدم متوجه شدم گوشهام دارن زنگ میزنن و هیچ اشتهائی برای صبحونه ندارم! پیش خودم گفتم حتما موقته و میره... یک هفته گذشت و دیدم نه این علائم پاک نمیشه و بدتر هم شد وضعم! چون ادرار و مدفوعم تقریبا قطع شده بود و هیچی نمی تونستم بخورم اشتهام صفر بود و بدتر از همه اینکه شب ها از صدای زنگ گوشم خوابم نمیبرد دیدم فایده نداره و خانواده رو در جریان گذاشتم و بالاخره کارم به بیمارستان کشید و متخصص اعصاب و روان! تو بیمارستان ماجرا شروع شد یک دفعه حالت روانی بهم دست داد بلند بلند گریه میکردم و هی میگفتم غلط کردم نمیدونم چرا به همه التماس میکردم که منو درک کنن و از رنجی که می کشم با خبرشون کنم از نظافتچی بیمارستان گرفته تا به بالا خلاصه از فرط گریه و زاری از حال رفتم و چند نفر اومدن کمک و زیر بغلمو گرفتند رو ویلچر نشوندن دکتر رو هم خبر کرده بودن تا وضعیت منو دید بدون نوبت وارد مطب شدم و دارو نوشت و دستور بستری داد.
    دو تا آمپول قوی به قول خودشون آنتی سایکوز یکی طرف راست و دیگری طرف چپ بهم زدند و رو تخت خوابوندن منو که ناگهان آروم شدم و خوابم رفت دارو های آنتی سایکوتیک با دوز بالا صبح و شب بهم میدادن بعد از دو روز اشتها و ادرارم برگشت و بعد از یک هفته مرخص شدم تا 6 ماه مرتب قرص های آنتی سایکوز مصرف می کردم تا اشتها واسه غذا خوردن داشته باشم و ادرار داشته باشم بدبختی بزرگتر من این بود که بدون قرص خواب اونم دو تا و قوی به دلیل زنگ گوش خوابم نمیبرد زنگ گوش ول نمی کرد و می خواستم خود کشی کنم چون پیش خودم می گفتم این تن و بدن دیگه به حالت نرمال در نمیاد. بعد از 6 ماه تونستم قرص های آنتی سایکوز رو با توصیه پزشک کنار بذارم ولی قرص های خواب رو همونطور دارم مصرف می کنم 10 ماه از اون اتفاق نحس میگذره و هنوز قرص خواب مصرف می کنم و صدای تو گوشام رفتند داخل سرم و ضعیف شدن.
    بعد از این اتفاقات تلخ تو زندگیم تو سایت های خارجی گشتم و دیدم بله و درسته خیلیها بابت مصرف دی ام تی به زنگ گوش دچار شدند و زندگیشون تباه شده... اگه زودتر این عوارض رو میخوندم تو اینترنت هرگز مصرف نمی کردم...
    به نظر من این ماده یک نوع سم هست که فعالیت عادی مغز رو موقتا شات دان میکنه و متاسفانه بالانس شیمیائی مغز رو به شدت به هم میریزه و تو اینترنت که سرچ کردم متوجه شدم که این ماده به راحتی از فیلتر مغز عبور میکنه و داخل مغز میشه فیلتری که اجازه ورود مواد رو به داخل مغز نمیده.
    بد تر از این ماده 5meo dmt هست که موقع مصرف فعالیت تنفسی رو چند دقیقه قطع میکنه و اثرات شدیدتری داره.
    اینم باید بگم که قبل از این اتفاق سابقه مصرف هیچ ماده مخدر و روانگردانی نداشتم حتی سیگاری هم نبودم و تفریحی گاهی اوقات گل می کشیدم.
    خلاصه اینکه شنیدن کی بود مانند دیدن در مورد مصرف روانگردانها با خوندن تریپ های ارووید و غیره گول نخورید این مواد ریسک به شدت بالائی دارند

  • #2
    با تشکر از اینکه این تجربه ارزشمند را به اشتراک گذاشتین
    امیدوارم دوستان بعد از خوندن تجربه شما خیلی بیشتر مواظب سلامتی خودشون باشند
    با توجه به اینکه از کلمه سم استفاده کردین ، در همین فروم ذکر شده ممکنه در دی ام تی سم گرامین وجود داشته باشه ،شاید دلیلش اون بوده وشاید هم ذات دی ام تی همینه
    از جهت علمی قضیه کنجکاو شدم ،
    کریستالی که استفاده کردین چه رنگی بود؟
    فاصله آخرین مصرف گل و دی ام تی چقدر بود؟

    Comment


    • #3
      نوشته اصلی توسط Ki Energy نمایش پست ها
      با تشکر از اینکه این تجربه ارزشمند را به اشتراک گذاشتین
      امیدوارم دوستان بعد از خوندن تجربه شما خیلی بیشتر مواظب سلامتی خودشون باشند
      با توجه به اینکه از کلمه سم استفاده کردین ، در همین فروم ذکر شده ممکنه در دی ام تی سم گرامین وجود داشته باشه ،شاید دلیلش اون بوده وشاید هم ذات دی ام تی همینه
      از جهت علمی قضیه کنجکاو شدم ،
      کریستالی که استفاده کردین چه رنگی بود؟
      فاصله آخرین مصرف گل و دی ام تی چقدر بود؟
      کریستال رنگش سفید بود.... صبح گل مصرف کرده بودم... تدخین دی ام تی 6 بعد از ظهر بود... و جالب اینکه عوارضش 7 ساعت بعد شروع شد ساعت 1 نیمه شب حس کردم روی شقیقه چپم انگار کسی انگشتشو گذاشته داره فشار میده انگار یک نوع انرژی داره فشار وارد میکنه که وارد بشه ولی نمیتونه ولی بالاخره وارد شد و من حس کردم از طرف چپ موج انرژی وارد شد تا به انتهای طرف راست مغز برسه و مغزم سنگین شد و عوارضی که قبلا گفتم بوجود اومد...
      اینو یادم رفت بگم از فردا شب وقتی در حالت بین خواب و بیداری بودم یه صدای کاملا واضح و شفاف یه مرد جوون باهام شروع میکرد صحبت کردن نمیدیدمش فقط صداشو میشنیدم که داشت در مورد اون دنیا توضیح میداد و با اینکه من کاملا میشنیدم چی میگه ولی نمیتونستم بفهمم منظورش چیه فقط یادمه اول صحبت هاش گفت مگه تو چی میخواستی که این کارو کردی؟
      بعد از چند روز صدا محو شد.

      Comment


      • #4
        مطلبی رو خواستم اضافه کنم چون نمیشه ویرایش کرد مجبور شدم پست بزنم...
        به نظر من صحبت کردن موجودات غیر ارگانیک و محو شدن تصاویر و دیدن فرکتال بعد از مصرف این ماده هیچ ارزشی به دی ام تی نمیده همونطور که گفتم این ماده سم هستش که چون مغز رو موقت شات دان میکنه تصاویر به چشم ذهن میان و درثانی هاله انرژی اطراف بدن تغییر میکنه و سد دفاعی در مقابل ورود سایر انرژی های بیگانه خارج از هاله رو میشکنه و هر اتفاق شومی که بعدش بیفته خارج از کنترل و قدرت بشره.
        قارچ سمی وقتی خورده بشه به کبد ضربه میزنه دی ام تی از سد خونی مغز رد میشه به مغز ضربه میزنه جفتشون سم هستند با کارکرد متفاوت.

        Comment


        • #5

          شما سابقه بیماری خاصی نداشتید؟(مثلا شیزوفرنی هر چند خفیف)
          الان وضعیتتون چطوره؟

          Comment


          • #6
            نوشته اصلی توسط Ki Energy نمایش پست ها
            شما سابقه بیماری خاصی نداشتید؟(مثلا شیزوفرنی هر چند خفیف)
            الان وضعیتتون چطوره؟
            شیزوفرنی خفیف نمیدونم چه علائمی داره که بگم داشتم یا نداشتم ولی مشکلاتی که از قدیم داشتم مخصوصا در دوران کودکی و نوجوانی کابوس بود که اغلب شبها داشتم و ترس طوری که تنها تو اتاق خواب نمیرفتم و میترسیدم تنها نمیتونستم تو خونه باشم از ترس... دروه افسردگی شدید هم در طول مدت دانشگاه داشتم ولی از بابت شیزوفرنی تا اونجا که اطلاع دارم نه... مثلا صدای صحبت کردن تو سرم بشنوم یا چیزهای غیر عادی ببینم نه نداشتم.

            Comment


            • #7
              در مورد وضعیت حال حاضر یادم رفت بگم... صدای توی سرم ضعیف شده و دوز قرص خوابم رو نصف کردم گرچه اوایل که دوز رو کم کردم کمی مشکل تنفسی پیدا میکردم ولی بدنم داره عادت میکنه و اذیت که میشم نبات تو آب جوش حل میکنم میخورم حالم بهتر میشه... امیدوارم که همین صدای ضعیف از بین بره و دوباره سکوت داشته باشم.

              Comment


              • #8
                متشکر از اشتراک تجربتون. بنظرم من با توجه به اینکه سورس استخراج، روش استخراج و خلوص ماده مشخص نبوده نمی شه نظر قطعی ای در موردش داد. با این حال احتیاط زیاد در مواجهه با روان گردان ها همیشه باید رعایت بشه. اثرات این ترکیبات کماکان ناشناخته هستن. همونطور که ذهن و معز ما ناشناخته موندن برای ما. سفر روان گردان سفری به سوی ناشناخته هاست و کاوشگری که پا به این ابعاد می گذاره باید خودش رو کاملا برای مواجهه با ناشناخته ها و تصمیم گیری آماده کرده باشه. تفاوت های روانی، بیولوژیک یا حتی ژنتیک در واکنش افراد به ترکیبات رو نباید فراموش کرد. ما آدم ها گمان می کنیم که دیگران دنیا رو از همون دریچه ای می بینن که ما می بینیم. یکی از درس های مهم سفر روان گردان این هست که هیچ واقعیت قطعی ای وجود نداره. دنیایی که ما تجربه می کنیم چیزی نیست چون نقطه دید آگاهی ما. گزارش های سفر با وجود اینکه تا حدودی می تونن اثرات تریپ رو به آدم ها آشنا کنن ولی گمراه کننده هم هستن. بهترین راه این هست که هر ترکیب جدیدی رو از کمترین دوز امتحان کرد و آروم آروم دوز رو بالا برد تا واکنش روانی و فیزیکی به ماده رو سنجید. زنگ گوش یکی از علایم رایج گزارش شده دی ام تی هست. خود من با سفر چای میموزا و عصاره اسپند تا یکی دو روز داشتم. خوشحال می شم در روزهای آتی وضعیتتون رو گزارش کنید. در مورد قرص های آرامبخش هم بسیار مراقب باشید. حداقل برای من این ها خیلی بیشتر از سایکدلیک ها عوارض داشتن. با آرزوی شادی و سلامت
                As Above , So Below

                Comment


                • #9
                  شما با توجه به وضعیت روحی که توصیف کردید بهتر بود برای شروع ابتدا با چیزهای ملایمتری مثل سایلوسایبین شروع می کردید و به تدریج دوزشو افزایش می دادید و اگر مشکلی نداشتید می رفتید روی دی ام تی. از طرفی زنگ گوش یک چیز طبیعی هست حتی در حالت طبیعی هم اگر در جای بسیار ساکتی قرار بگیرید زنگ گوش خودتونو می تونید بشنوید حالا با مصرف این ماده شاید قدری ادراکتون قویتر شده و نسبت به زنگ گوشتون حساس تر شدید. این چیزی نبود که خودتونو ببازید و دست به دامان دوا و درمان بشید. مهمترین چیز در مصرف سایکدلیکها اینه که همواره تسلیم موقعیت پیش اومده باشید و شرایط رو بپذیرید و نسبت بهش واکنش نشون ندید. همین الان هم با پذیرش اتفاقاتی که براتون افتاده و واکنش نشون ندادن نسبت به اونها ا/کثر مشکلاتتون حل میشه. در ضمن هر چیزی که از سد خونی مغزی رد بشه که سم نیست. من به شما مدیتیشن روزانه رو توصیه می کنم.
                  ۱-تمرکز کنید.
                  ۲-ترس خودتون رو ببینید. ببینید چه تغییراتی در بدن شما رخ میده که شما اونو به ترس تفسیر می کنید.
                  ۳-دنبال مقصر نباشید و خودتون یا دی ام تی رو سرزنش نکنید.
                  ۴-به این امر واقف بشید که ترس یا حسهای دیگه ای که در بدن دارید مجبور نیستید نسبت بهشون واکنش نشون بدید. ترس رو در بدنتون ببینید و ازش بگذرید.

                  موفق باشید.

                  Comment


                  • #10
                    نوشته اصلی توسط Multikhers نمایش پست ها
                    شما با توجه به وضعیت روحی که توصیف کردید بهتر بود برای شروع ابتدا با چیزهای ملایمتری مثل سایلوسایبین شروع می کردید و به تدریج دوزشو افزایش می دادید و اگر مشکلی نداشتید می رفتید روی دی ام تی. از طرفی زنگ گوش یک چیز طبیعی هست حتی در حالت طبیعی هم اگر در جای بسیار ساکتی قرار بگیرید زنگ گوش خودتونو می تونید بشنوید حالا با مصرف این ماده شاید قدری ادراکتون قویتر شده و نسبت به زنگ گوشتون حساس تر شدید. این چیزی نبود که خودتونو ببازید و دست به دامان دوا و درمان بشید. مهمترین چیز در مصرف سایکدلیکها اینه که همواره تسلیم موقعیت پیش اومده باشید و شرایط رو بپذیرید و نسبت بهش واکنش نشون ندید. همین الان هم با پذیرش اتفاقاتی که براتون افتاده و واکنش نشون ندادن نسبت به اونها ا/کثر مشکلاتتون حل میشه. در ضمن هر چیزی که از سد خونی مغزی رد بشه که سم نیست. من به شما مدیتیشن روزانه رو توصیه می کنم.
                    ۱-تمرکز کنید.
                    ۲-ترس خودتون رو ببینید. ببینید چه تغییراتی در بدن شما رخ میده که شما اونو به ترس تفسیر می کنید.
                    ۳-دنبال مقصر نباشید و خودتون یا دی ام تی رو سرزنش نکنید.
                    ۴-به این امر واقف بشید که ترس یا حسهای دیگه ای که در بدن دارید مجبور نیستید نسبت بهشون واکنش نشون بدید. ترس رو در بدنتون ببینید و ازش بگذرید.

                    موفق باشید.
                    در جواب اون قسمت از صحبتتون که بولد کردم باید بگم که در آزمایش اولیه خون در بیمارستان اکثر فاکتورهای خونی مربوط به کبد و کلیه high بود یعنی به زور زنده بودم. توجیه مساله رو خودم تا حالا نفهمیدم که چرا مغز از نظر شیمیائی به هم بریزه کبد و کلیه بد کار میکنن؟

                    Comment


                    • #11
                      در کل با اینکه خودم در مورد اتفاق هائی که برام افتاد نظریه پردازی کلی کردم ولی دوست دارم کسی که در مسائل mystisim یا ماوراالطبیعه وارده نظر بده که اون انرژی که تعریف کردم شب به زور وارد سرم شد چی بود و علتش چی بود؟ آیا کالبد انرژی من پیچش پیدا کرد یا انرژی بیگانه به زور وارد شد؟ و چرا دقیقا بعدش عوارض ظاهر شد؟ کسی رو تا حالا پیدا نکردم که در این مورد توضیح بده و چیزی تو اینترنت پیدا نکردم

                      Comment


                      • #12
                        دوست گرامی من به این مطلب قدیمی شما در فروم برخوردم.

                        https://persianpsyforum.com/forum/رو...ست؟-خیر

                        کمی می تونید توضیح بدید که اگر اعتقاد داشتید خطر دارن چرا سمتشون رفتید؟ و چرا در مطلب جدیدتون نوشتید فکر می کردید بی خطرن با اینکه در مطلب قدیمی به همه هشدار دادید و خصوصا به عارضه زنگ گوش اشاره کردید؟

                        من چند سالی میشد که دنبال روانگردان ها بودم و خیلی کنجکاو بودم و البته هدفم دی ام تی بود چون در موردش مطالب زیادی چه سایت های داخل و خارج خونده بودم که سفرش کوتاهه و ماده ای بی خطره
                        As Above , So Below

                        Comment


                        • #13
                          این پستی هست که شما یک ماه پیش ارسال کردید.

                          https://persianpsyforum.com/forum/کا...7323#post17323

                          ولی داداش تا همینجا که رسیدی ترمزو بکش چون قدم بعدی روانگردان ها هستند که زندگی و مغز و اعصاب و روان رو به گوه می کشن... حرف های هیپی هایی مثل ترنس مکنا و استراس من رو هم گوش نده جفتشون حروم زاده هستن... اینها رو نوشتم که هر کسی میاد تو فروم بخونه و درس بگیره
                          As Above , So Below

                          Comment


                          • #14
                            نوشته اصلی توسط Tooraj2009 نمایش پست ها

                            در جواب اون قسمت از صحبتتون که بولد کردم باید بگم که در آزمایش اولیه خون در بیمارستان اکثر فاکتورهای خونی مربوط به کبد و کلیه high بود یعنی به زور زنده بودم. توجیه مساله رو خودم تا حالا نفهمیدم که چرا مغز از نظر شیمیائی به هم بریزه کبد و کلیه بد کار میکنن؟
                            لطف کنید تصویری از آزمایشتون بزارید تا دقیقتر بتونم پاسخ بدم.

                            Comment


                            • #15
                              نوشته اصلی توسط Tooraj2009 نمایش پست ها
                              من چند سالی میشد که دنبال روانگردان ها بودم و خیلی کنجکاو بودم و البته هدفم دی ام تی بود چون در موردش مطالب زیادی چه سایت های داخل و خارج خونده بودم که سفرش کوتاهه و ماده ای بی خطره... خلاصه یه روز اتفاقی در شبکه های اجتماعی میگشتم که دیدم این ماده رو برای فروش گذاشتن هم کریستال استخراج شده و هم پوست ریشه میموزا هاستیلیس... دست و پامو گم کرده بودم که بعد از چندین سال به هدفم رسیدم... خلاصه سفارش دادم و به دستم رسید چند روزی گذشت و من میترسیدم که استفاده کنم تا اینکه دل رو به دریا زدم و گفتم دوز خیلی کم رو مصرف کنم حدود 10 میلیگرم رو ریختم رو خاکستر سیگار که روی آلومینیوم ریخته بودم و سر یه قیف کوچیک رو کردم تو دماغم و فندکو روشن کردم زیر آلومینیوم... دی ام تی سریع تبخیر شد و ناپدید شد و منم سریع از دماغم کشیدم بالا... بوی پلاستیک تندی رو احساس کردم آلومینیوم و فندکو گذاشتم کنار و بالش گذاشتم زیر سرم و دراز کشیدم به دیوار روبروم نگاه میکردم که متوجه شدم انگار از طرف چپ داره باد میاد و دیوار با ترگهاش رو داره با خودش میبره دیوار روبروم با میز و صندلی و همه چیز داشتن محو میشدن شوکه شده بودم که داره چه اتفاقی میفته؟
                              به حالت عادی برگشتم و شب خوابیدم حدود 1 نیمه شب بود که در حالت خواب و بیداری متوجه حرکت انرژی از سمت چپ مغزم به طرف راست شدم جوری که مغزم سنگین شد اهمیت ندادم تا اینکه صبح ار خواب بیدار شدم متوجه شدم گوشهام دارن زنگ میزنن و هیچ اشتهائی برای صبحونه ندارم! پیش خودم گفتم حتما موقته و میره... یک هفته گذشت و دیدم نه این علائم پاک نمیشه و بدتر هم شد وضعم! چون ادرار و مدفوعم تقریبا قطع شده بود و هیچی نمی تونستم بخورم اشتهام صفر بود و بدتر از همه اینکه شب ها از صدای زنگ گوشم خوابم نمیبرد دیدم فایده نداره و خانواده رو در جریان گذاشتم و بالاخره کارم به بیمارستان کشید و متخصص اعصاب و روان! تو بیمارستان ماجرا شروع شد یک دفعه حالت روانی بهم دست داد بلند بلند گریه میکردم و هی میگفتم غلط کردم نمیدونم چرا به همه التماس میکردم که منو درک کنن و از رنجی که می کشم با خبرشون کنم از نظافتچی بیمارستان گرفته تا به بالا خلاصه از فرط گریه و زاری از حال رفتم و چند نفر اومدن کمک و زیر بغلمو گرفتند رو ویلچر نشوندن دکتر رو هم خبر کرده بودن تا وضعیت منو دید بدون نوبت وارد مطب شدم و دارو نوشت و دستور بستری داد.
                              دو تا آمپول قوی به قول خودشون آنتی سایکوز یکی طرف راست و دیگری طرف چپ بهم زدند و رو تخت خوابوندن منو که ناگهان آروم شدم و خوابم رفت دارو های آنتی سایکوتیک با دوز بالا صبح و شب بهم میدادن بعد از دو روز اشتها و ادرارم برگشت و بعد از یک هفته مرخص شدم تا 6 ماه مرتب قرص های آنتی سایکوز مصرف می کردم تا اشتها واسه غذا خوردن داشته باشم و ادرار داشته باشم بدبختی بزرگتر من این بود که بدون قرص خواب اونم دو تا و قوی به دلیل زنگ گوش خوابم نمیبرد زنگ گوش ول نمی کرد و می خواستم خود کشی کنم چون پیش خودم می گفتم این تن و بدن دیگه به حالت نرمال در نمیاد. بعد از 6 ماه تونستم قرص های آنتی سایکوز رو با توصیه پزشک کنار بذارم ولی قرص های خواب رو همونطور دارم مصرف می کنم 10 ماه از اون اتفاق نحس میگذره و هنوز قرص خواب مصرف می کنم و صدای تو گوشام رفتند داخل سرم و ضعیف شدن.
                              بعد از این اتفاقات تلخ تو زندگیم تو سایت های خارجی گشتم و دیدم بله و درسته خیلیها بابت مصرف دی ام تی به زنگ گوش دچار شدند و زندگیشون تباه شده... اگه زودتر این عوارض رو میخوندم تو اینترنت هرگز مصرف نمی کردم...
                              به نظر من این ماده یک نوع سم هست که فعالیت عادی مغز رو موقتا شات دان میکنه و متاسفانه بالانس شیمیائی مغز رو به شدت به هم میریزه و تو اینترنت که سرچ کردم متوجه شدم که این ماده به راحتی از فیلتر مغز عبور میکنه و داخل مغز میشه فیلتری که اجازه ورود مواد رو به داخل مغز نمیده.
                              بد تر از این ماده 5meo dmt هست که موقع مصرف فعالیت تنفسی رو چند دقیقه قطع میکنه و اثرات شدیدتری داره.
                              اینم باید بگم که قبل از این اتفاق سابقه مصرف هیچ ماده مخدر و روانگردانی نداشتم حتی سیگاری هم نبودم و تفریحی گاهی اوقات گل می کشیدم.
                              خلاصه اینکه شنیدن کی بود مانند دیدن در مورد مصرف روانگردانها با خوندن تریپ های ارووید و غیره گول نخورید این مواد ریسک به شدت بالائی دارند
                              دوست عزیز اول اینکه نحوه ی مصرف دی ام تی به این شکل که شما توضیح دادید نیست نمی دونم این روش عجیب رو از کجا یادگرفتید. مصرف درست دی ام تی نیاز به بانگ داره و حتی مصرف با پایپ هم توصیه نمی شه چون مقدار کافی رو نمی تونی وارد بدنتون کنید.

                              البته حالاتی که شما گفتید قطعا در نتیجه ی نصرف دی ام تی نیست و معلوم نیست چه چیزی رو ب اسم دی ام تی به شما فروختند.
                              اگر خواستید این شخصی که چنین ماده ی خطرناکی رو به شما فروخته اینجا معرفی کنید تا دوستان دیگه اشتباه شما رو مرتکب نشن. بهترین راه استخراج از ریشه ی میموزاست. اگر درست استخراج کنید و ناخالصی ها رو جدا کنید خیالتون راحت باشه هیچ خطری شما رو تهدید نمی کنه.

                              در مورد عوارض مصرف دی ام تی هم کاملا اشتباه می کنید این ماده کاملا طبیعی و بی ضرر هست و اگر نحوه ی درستی استفاده بشه هیچ خطر و عوارضی نداره. در مورد 5meo dmt هم مجددا معلوم نیست از کجا این اطلاعات رو آوردید چون تا جایی که بنده می دونم چنین چیزی صحیح نیست. بنده خودم بارها و بارها این ماده رو تجربه کردم و اگر اینطور بود که باید تا الان دچار مرگ مغزی شده بودم!
                              فراموش نکنید تریپتامین ها از بی خطر ترین روانگردان های شناخته شده هستند.
                              Fiat Lux, Fiat Justitia, Fiat Pax

                              Comment

                              Working...
                              X