اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

رویابینی آگاهانه - قسمت اول

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • Husseinhjs
    replied
    یادمه یه بار تو خواب دوباره خوابیدم و رو خواب دوم به اصلاح بختک افتاد روم زمانی که متوجه شدم خواب دارم میبینم همه چیز شفاف شد تا چندین لحظه و واقعا لذت میبردم از صحنه انگار داخل تریپ بودم و تصویر برام واقعا اسیدی بود
    زمانی که از خواب پا شدم واقعا یه حس خوب بهم دست داده بود از همچین تجربه ای که دلیلی شد برام برای شروع رویابینی اگاهانه و برونفکنی که هنوز موفق نشدم

    Leave a comment:


  • Seaker
    replied
    نوشته اصلی توسط WeAreOne نمایش پست ها

    بنظرم ممکنه. توی سفرهای روان گردان به بخش هایی برخوردم که بنظر می رسید به نوعی غریزی و باستانی هستند. اما تجربیات یک نفر رو نمی شه ملاک قرار داد.
    توی تایپیک های دیگه هم دوستانی به کلمه باستانی اشاره داشتن
    به نظرتون یه حسه ؟فکره؟
    میتونین توصیف کنین؟

    Leave a comment:


  • WeAreOne
    replied
    نوشته اصلی توسط Seaker نمایش پست ها

    به نظرتون امکان این هست که سلول های حافظه حاوی اطلاعاتی غیر از تجربیات خودمون و حامل اطلاعاتی از نسل های قبلی باشه که بصورت ژنتیکی به ما رسیده باشه
    یجورایی مثل همون ناخودآگاه جمعی یونگ؟
    بنظرم ممکنه. توی سفرهای روان گردان به بخش هایی برخوردم که بنظر می رسید به نوعی غریزی و باستانی هستند. اما تجربیات یک نفر رو نمی شه ملاک قرار داد.

    Leave a comment:


  • Seaker
    replied
    نوشته اصلی توسط WeAreOne نمایش پست ها
    معمولا وقتی کلمه حافظه رو بکار می بریم به ساز و کاری که در حالت عادی باهاش می تونیم به اطلاعات ذخیره شده در ذهنمون دست پیدا کنیم اشاره می کنیم. اما اطلاعات می تونن فرم های مختلفی داشته باشن و ممکنه در حالت عادی غیرقابل دسترس باشن. شاید هم ممکنه با اینکه بطور مستقیم غیرقابل دسترس باشن ولی روی افکار بقیه سطوح تاثیر بگذارند.

    مطمعنم افرادی که در سطوح غیرمعمول آگاهی سیر کردند هم تجربیاتی داشتن که بنظر می اومده حاصل از اطلاعاتی که در ذهنشون هست باشه و هم تجربیات عجیبی داشتن که هیچ جوره نمی شده توضیحش داد.
    به نظرتون امکان این هست که سلول های حافظه حاوی اطلاعاتی غیر از تجربیات خودمون و حامل اطلاعاتی از نسل های قبلی باشه که بصورت ژنتیکی به ما رسیده باشه
    یجورایی مثل همون ناخودآگاه جمعی یونگ؟

    Leave a comment:


  • Seaker
    replied
    نوشته اصلی توسط WeAreOne نمایش پست ها
    معمولا وقتی کلمه حافظه رو بکار می بریم به ساز و کاری که در حالت عادی باهاش می تونیم به اطلاعات ذخیره شده در ذهنمون دست پیدا کنیم اشاره می کنیم. اما اطلاعات می تونن فرم های مختلفی داشته باشن و ممکنه در حالت عادی غیرقابل دسترس باشن. شاید هم ممکنه با اینکه بطور مستقیم غیرقابل دسترس باشن ولی روی افکار بقیه سطوح تاثیر بگذارند.

    مطمعنم افرادی که در سطوح غیرمعمول آگاهی سیر کردند هم تجربیاتی داشتن که بنظر می اومده حاصل از اطلاعاتی که در ذهنشون هست باشه و هم تجربیات عجیبی داشتن که هیچ جوره نمی شده توضیحش داد.
    این اطلاعات به نظرتون چیزی غیر از تجربه و مشاهدات خودمونه؟

    Leave a comment:


  • WeAreOne
    replied
    نوشته اصلی توسط Seaker نمایش پست ها

    باسلام
    ممنون بخاطر این مطالبی که به اشتراک گذاشتین
    سوالی که برام پیش اومده اینه که به نظرتون مغز تا چه حد ارتباطش با حافظه رو حفظ میکنه؟
    آیا غیر از اینه که از تصاویر و اطلاعاتی که از قبل داره استفاده میکنه؟ یا نه کلا بخاطر وجود dmt وارد سطحی دیگه از آگاهی شده ؟ ویا هر دو
    معمولا وقتی کلمه حافظه رو بکار می بریم به ساز و کاری که در حالت عادی باهاش می تونیم به اطلاعات ذخیره شده در ذهنمون دست پیدا کنیم اشاره می کنیم. اما اطلاعات می تونن فرم های مختلفی داشته باشن و ممکنه در حالت عادی غیرقابل دسترس باشن. شاید هم ممکنه با اینکه بطور مستقیم غیرقابل دسترس باشن ولی روی افکار بقیه سطوح تاثیر بگذارند.

    مطمعنم افرادی که در سطوح غیرمعمول آگاهی سیر کردند هم تجربیاتی داشتن که بنظر می اومده حاصل از اطلاعاتی که در ذهنشون هست باشه و هم تجربیات عجیبی داشتن که هیچ جوره نمی شده توضیحش داد.

    Leave a comment:


  • Seaker
    replied
    نوشته اصلی توسط Immortal نمایش پست ها


    آگاهی در موجودات بیولوژیکی تابعی از مغز است. اندام های حسی اطلاعات را (نور، صدا، حرارت، جنس، بو) از دنیا دریافت و آن را به مغز منتقل می کنند. مغز اطلاعات را ترجمه کرده و آنها را به یک اتفاق که در دنیای بیرون در حال رخ دادن است سنتز می کند. مغزی که ما جهان اطرافمان را با آن تجربه می کنیم ، چه در حالت رویا و چه بیداری، محصول سیر تکامل بیولوژیکی می باشد. در طول میلیون ها سال، موجودات زنده در بازی مرگ و زندگی مادر طبیعت به رقابت پرداختند (اصل بقای اصلح) و چیزی که امروزه شاهد آن هستیم نتیجه سیر تکامل در این بازی می باشد.

    یکی از مهمترین حالت هایی که همه ما در زندگی آن را برای مدت طولانی تجربه می کنیم حالت خواب است.
    دو نوع مشخص از خواب وجود دارد : فاز فعال و فاز آرام که با بررسی تفاوت های بسیاری در بیوشیمی، فیزیولوژی، روانشناسی و رفتارهای متمایز در حین خواب دسته بندی شده است.
    فاز آرام در واقع همان حالتی از خواب می باشد که بی حرکت و در حال استراحت هستید و مغز شما فعالیت کمی دارد و شما به آرامی و عمیق تنفس می کنید و هورمون های رشد به منظور تسهیل فرآیند تکمیلی در این مرحله تولید می شوند. زمانی که شما از این فاز بیدار می شوید احساس گیجی می کنید و به ندرت رویایی به یاد می آورید.
    در طول فاز فعال، که با عنوان مرحله حرکت سریع چشم REM شناخته می شود ، چشمان شما مانند حالت بیداری به سرعت حرکت می کنند، تنفس شخص سریع و نامنظم شده و مغز شخص به همان اندازه که در بیداری انرژی مصرف می کند فعال است و در این حالت شما به وضوح به رویابینی می پردازید. این حالت در مردان با نعوظ و در زنان با افزایش جریان خون در واژن همراه است. در حالی که تمامی این اتفاقات در مغز شما در حال رخ دادن است جسمتان برای جلوگیری از واکنش های فیزیکی شما نسبت به رویا بصورت موقت فلج می شود .
    این ازکار افتادگی و فلج در طول خواب REM ممکن است بلافاصله پس از آنکه شخص از خواب بیدار شد از بین نرود ، به همین دلیل ممکن است شما تجربه بیداری ناگهانی از خواب را در حالی که قادر به حرکت دادن جسم خود نیستید تجربه کرده باشید. فلج خواب تجربه نسبتا ترسناکی به نظر می رسد ، اما در واقع بی ضرر است و می تواند برای ورود به رویابینی آگاهانه بسیار مفید باشد.

    منبع : Exploring The world of Lucid dreaming
    باسلام
    ممنون بخاطر این مطالبی که به اشتراک گذاشتین
    سوالی که برام پیش اومده اینه که به نظرتون مغز تا چه حد ارتباطش با حافظه رو حفظ میکنه؟
    آیا غیر از اینه که از تصاویر و اطلاعاتی که از قبل داره استفاده میکنه؟ یا نه کلا بخاطر وجود dmt وارد سطحی دیگه از آگاهی شده ؟ ویا هر دو

    Leave a comment:


  • shayanpz
    replied
    نوشته اصلی توسط adolf نمایش پست ها

    درود
    کانابیس باعث کم شدن رویابینی و حتی خواب دیدن میشه؟
    به شدت چون بعد از مصرف کانابیس عملکرد مغز سریع میشه واسه همین موقع خواب خسته است و نمیتونی خواب ببینی ولی اگه مثلا 12 بخوابی و 4 بیدار شی دوباره بخوابی میتونی خواب ببینی

    Leave a comment:


  • adolf
    replied
    نوشته اصلی توسط PsyShaman نمایش پست ها

    شما احتمالا داروي خاصي ( مثل داروهاي اعصاب يا خواب اور) يا كانابيس مصرف نمي كنيد؟
    درود
    کانابیس باعث کم شدن رویابینی و حتی خواب دیدن میشه؟

    Leave a comment:


  • Ki Energy
    replied
    نوشته اصلی توسط WeAreOne نمایش پست ها

    مثلا صدای یکی از بستگانم رو می شنیدم یا سایه های خیلی ترسناکی رو روی دیوار می دیدم. تجربه خیلی بدی بود فکر نکنم دیگه سمت این داروها برم.
    یادمه یکی از ترس های دوران کودکی ام بیدار شدن در نصف شب و دیدن سایه های ترسناک روی دیوار بود !
    حتی یه بار سایه ی نیم تنه ی عده ای که به صورت صف در حال حرکت بودن رو دیدم که خیلی واقعی و ترسناک بود
    هنوز هم نمیدونم واقعا توهم بود یا نه!
    به نظر شما چرا ذهن در کودکی اینطور عمل میکنه ؟ (بدون مصرف دارو یا ماده ای دیگر)

    Leave a comment:


  • WeAreOne
    replied
    نوشته اصلی توسط AMIMAN نمایش پست ها

    سلام .
    من به جز دمنوش های گیاهی که اون هم تخم کتان و زیره و صنا و ... هستند حتی آسپرین هم مصرف نمیکنم . از آخرین مصرف کانابیس و هارمالین هم شاید بیشتر از 7 ماه میگذره . الکارنتین و امگا 3 و ویتامین سی مصرف میکنم برای باشگاه، که قبل تر از اینها خواب نمیدیدم و الان هم این مواد تغییری رو حاصل نکردند.
    عوامل دیگه ای مثل زمان خواب و استرس هم می تونه تاثیر داشته باشه. حالا که حرف از خواب و آرام بخش شد جا داره به تجربم از سومصرف لورازپام اشاره کنم. حدود دو هفته این دارو رو مصرف کردم برای کنترل اضطراب که وقتی متوجه وابستگی ام شدم اون رو قطع کردم. این رو هم بگم که این دارو برخلاف بقیه بنزودیازپین هایی که تابحال مصرف کرده بودم خیلی هذیان آور و عحیب بود. در زمان مصرف رویا دیدنم هنگام خواب کاملا متوقف شده بود ولی بعد از این که مصرف دارو رو قطع کردم رویاهای خیلی شفاف ام شروع شد. تابحال رویا به این واضحی و شفافی ندیده بودم. وسط رویا ها از خواب می پریدم چشمام باز می شد ولی توانایی حرکت نداشتم. این حالت چندین بار در طول خواب تکرار می شد و اکثرا با توهم همراه بود مثلا صدای یکی از بستگانم رو می شنیدم یا سایه های خیلی ترسناکی رو روی دیوار می دیدم. تجربه خیلی بدی بود فکر نکنم دیگه سمت این داروها برم.

    Leave a comment:


  • AMIMAN
    replied
    نوشته اصلی توسط PsyShaman نمایش پست ها

    شما احتمالا داروي خاصي ( مثل داروهاي اعصاب يا خواب اور) يا كانابيس مصرف نمي كنيد؟
    سلام .
    من به جز دمنوش های گیاهی که اون هم تخم کتان و زیره و صنا و ... هستند حتی آسپرین هم مصرف نمیکنم . از آخرین مصرف کانابیس و هارمالین هم شاید بیشتر از 7 ماه میگذره . الکارنتین و امگا 3 و ویتامین سی مصرف میکنم برای باشگاه، که قبل تر از اینها خواب نمیدیدم و الان هم این مواد تغییری رو حاصل نکردند.

    Leave a comment:


  • PsyShaman
    replied
    نوشته اصلی توسط AMIMAN نمایش پست ها

    سلام .
    من یک مرحله از شما هم بدتر هستم و بی هیچ عنوان نمیتونم خواب ببینم . مدت هاست این اختلال در من ایجاد شده، اینطور نیست که خواب ببینم و به خاطر نیارم، چون در اون حالت خواب دیدن محسوب میشه .چون وقتی خواب رو به خاطر نمیارید فرکشن یا سگمنت هایی از خواب مشخص کننده اینه که شما خواب دیده اید.
    شما احتمالا داروي خاصي ( مثل داروهاي اعصاب يا خواب اور) يا كانابيس مصرف نمي كنيد؟

    Leave a comment:


  • AMIMAN
    replied
    نوشته اصلی توسط fatboy نمایش پست ها
    RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

    آقا من خوابم سیا و سفید و مبهم هست (شفاف نیست ؟ قضیه چیه لامب تصویرم سوخته ؟ چطور میشه درستش کرد ؟
    سلام .
    من یک مرحله از شما هم بدتر هستم و بی هیچ عنوان نمیتونم خواب ببینم . مدت هاست این اختلال در من ایجاد شده، اینطور نیست که خواب ببینم و به خاطر نیارم، چون در اون حالت خواب دیدن محسوب میشه .چون وقتی خواب رو به خاطر نمیارید فرکشن یا سگمنت هایی از خواب مشخص کننده اینه که شما خواب دیده اید.

    Leave a comment:


  • Ahmadh74
    replied
    من زیاد تجربه بختک رو دارم اما وقتی این اتفاق میوفته یه صدای جیغ مانند توی مغزم میپیچه که اگر تو اون شرایط خودمو نجات ندم احساس میکنم مغزم منفجر میشه
    ولی به راحتی میتونم رویامو کنترل کنم... ح

    Leave a comment:

Working...
X