اطلاعیه

Collapse
No announcement yet.

رویابینی آگاهانه - قسمت اول

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • زمان
  • Show
Clear All
new posts

  • رویابینی آگاهانه - قسمت اول



    آگاهی در موجودات بیولوژیکی تابعی از مغز است. اندام های حسی اطلاعات را (نور، صدا، حرارت، جنس، بو) از دنیا دریافت و آن را به مغز منتقل می کنند. مغز اطلاعات را ترجمه کرده و آنها را به یک اتفاق که در دنیای بیرون در حال رخ دادن است سنتز می کند. مغزی که ما جهان اطرافمان را با آن تجربه می کنیم ، چه در حالت رویا و چه بیداری، محصول سیر تکامل بیولوژیکی می باشد. در طول میلیون ها سال، موجودات زنده در بازی مرگ و زندگی مادر طبیعت به رقابت پرداختند (اصل بقای اصلح) و چیزی که امروزه شاهد آن هستیم نتیجه سیر تکامل در این بازی می باشد.

    یکی از مهمترین حالت هایی که همه ما در زندگی آن را برای مدت طولانی تجربه می کنیم حالت خواب است.
    دو نوع مشخص از خواب وجود دارد : فاز فعال و فاز آرام که با بررسی تفاوت های بسیاری در بیوشیمی، فیزیولوژی، روانشناسی و رفتارهای متمایز در حین خواب دسته بندی شده است.
    فاز آرام در واقع همان حالتی از خواب می باشد که بی حرکت و در حال استراحت هستید و مغز شما فعالیت کمی دارد و شما به آرامی و عمیق تنفس می کنید و هورمون های رشد به منظور تسهیل فرآیند تکمیلی در این مرحله تولید می شوند. زمانی که شما از این فاز بیدار می شوید احساس گیجی می کنید و به ندرت رویایی به یاد می آورید.
    در طول فاز فعال، که با عنوان مرحله حرکت سریع چشم REM شناخته می شود ، چشمان شما مانند حالت بیداری به سرعت حرکت می کنند، تنفس شخص سریع و نامنظم شده و مغز شخص به همان اندازه که در بیداری انرژی مصرف می کند فعال است و در این حالت شما به وضوح به رویابینی می پردازید. این حالت در مردان با نعوظ و در زنان با افزایش جریان خون در واژن همراه است. در حالی که تمامی این اتفاقات در مغز شما در حال رخ دادن است جسمتان برای جلوگیری از واکنش های فیزیکی شما نسبت به رویا بصورت موقت فلج می شود .
    این ازکار افتادگی و فلج در طول خواب REM ممکن است بلافاصله پس از آنکه شخص از خواب بیدار شد از بین نرود ، به همین دلیل ممکن است شما تجربه بیداری ناگهانی از خواب را در حالی که قادر به حرکت دادن جسم خود نیستید تجربه کرده باشید. فلج خواب تجربه نسبتا ترسناکی به نظر می رسد ، اما در واقع بی ضرر است و می تواند برای ورود به رویابینی آگاهانه بسیار مفید باشد.

    منبع : Exploring The world of Lucid dreaming
    I am that I am not

  • #2
    RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

    این ازکار افتادگی و فلج در طول خواب REM ممکن است بلافاصله پس از آنکه شخص از خواب بیدار شد از بین نرود ، به همین دلیل ممکن است شما تجربه بیداری ناگهانی از خواب را در حالی که قادر به حرکت دادن جسم خود نیستید تجربه کرده باشید. فلج خواب تجربه نسبتا ترسناکی به نظر می رسد ، اما در واقع بی ضرر است و می تواند برای ورود به رویابینی آگاهانه بسیار مفید باشد.
    ممنون از مطلب بسيار مفيدت
    درسته فلج خواب يا همون بختك احتمالي كه از زمان هاي قديم مردم زيادي و وحشت زده مي كرده همون طور كه اشاره كردي در واقع بهترين موقعيت براي تجربه ي يك روياي آگاهانه است و با حفظ آرامش و تمركز مي توانيد دوباره به رويايي كه در آن بوديد برگرديد و كنترل روياتون و به دست بگيريد كه تجربه ي بسيار شيرينيه

    Comment


    • #3
      RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

      خواهش می کنم دوست عزیز


      دقیقا همینطوره ، فلج خواب حالتی هست که اکثرا تجربه ترسناکی برای خیلی ها محسوب می شه در حالی که باید به یاد داشته باشیم که این ناتوانی در واقع یک نوع از کار افتادگی مفید برای تجربه حقیقت در ابعاد دیگر هست . اگر بجای ترسیدن آرامش خودمون رو حفظ کنیم متوجه مسائل جالبی خواهیم شد
      I am that I am not

      Comment


      • #4
        RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

        با درود و تشکر از مطلب مفیدتان،


        شاید اینکه خواب آرام (Non-REM) و خواب غیر آرام (REM) را دو «نوع» از خواب بدانیم اشتباه باشد، چرا که در حقیقت خواب آرام و غیر آرام دو «مرحله» از خواب به شمار ﻣﻰآیند و در اداﻣﮥ یکدیگر رخ ﻣﻰدهند. ﻫﻤﮥ افراد در خواب خود این دو مرحله را تجربه ﻣﻰکنند، اما طول مدت هر کدام از این مراحل به فرد وابسته است (گفته ﻣﻰشود مدت خواب REM با افزایش عمر کاهش ﻣﻰیابد). خواب غیر آرام بیشتر نزدیک به صبح رخ ﻣﻰدهد و در واقع مرﺣﻠﮥ قبل از بیداری است و در همین مرحله است که غدﮤ Pineal در مغز شروع به ترشح DMT ﻣﻰکند (مراجعه شود به DMT؛ دریچه‌ای به سوی دنیای پس از مرگ).


        متأسفانه بعد از اکران فیلم Inception در سال ٢٠١٠، بحث و مجادله دربارﮤ راهﻫﺎی افزایش مدت خواب غیر آرام (REM) و یا Lucid Dreaming در دنیای مجازی به شدت افزایش یافت، تا آنجا که عدهﺍی با تولید داروهای خاص به مصرﻑکنندگان امید دادند که بتوانند در این عرصهﻫﺎ با اعتماد به نفس گام بردارند، بدون آنکه از ابعاد آن آگاهی صحیحی داشته باشند.
        .In the province of the mind, what one believes to be true either is true or becomes true

        Comment


        • #5
          RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

          I am that I am not

          Comment


          • #6
            RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

            در قسمت های بعدی بیشتر به نحوه شکل گیری مراحل خواب می پردازم و این مسئله که طی چه مراحلی شخص از خواب آرام وارد فاز فعال می شه رو توضیح می دم.



            ممنونم Immortal عزیز.
            .In the province of the mind, what one believes to be true either is true or becomes true

            Comment


            • #7
              RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

              درسته هر چه بيشتر به اواخر خواب نزديك ميشيم طول مدت REM بيشتر ميشه يعني از 15 دقيقه به حدود 1ساعت خواب REM. كه همين مسئله شانس ديدن روياي آگاهانه را بيشتر مي كند.
              معمولا اين آخرين خوابيست كه به ياد مياريم و خيلي وقتها همون طور كه در(DMT؛ دریچه‌ای به سوی دنیای پس از مرگ) اشاره شده بسيار خواب هاي واقعي و عجيبي هستن.

              Comment


              • #8
                RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

                درود و سپاس از این نوشتار بسیار خوب. متاسفانه منابع درباره ی رویای آگاهانه به زبان فارسی بسیار کم و محدوده و بنابراین علاقه مندان ناگزیر به ترجمه از منابع مختلف هستند. وقتی صحبت از رویابینی آگاهانه یا به اختصار رویابینی میشه ، دو موضوع به طور موازی مطرح میشه. یکی همین مبحث پیچیده و علمی ایه که شما مطرح کردید و پژوهشگر برجسته ، استفان لابرژ اونرو مطرح و پیگیری کرده و کتابهای زیادی هم در اون باره نوشته. حتی دستگاهی هم برای ایجاد بیشترین ضریب احتمال رفتن فرد به رویابینی رو ساخته. این روش تکیه ی بیشتری بر درمان داره. در واقع از این دریچه ی رویابینی ، برای نادیده گرفتن ضعفهای بدنی و روحی استفاده میشه ، برای مواجهه با ترسها و مشکلات و ضایعات. برای مثال در بیماران قطع نخاعی ، برای ایجاد یک رابطه ی جنسی در رویا. در این نوع از رویابینی ، آگاه بودن از خواب به معنای رویابینی طلقی میشه ، به طوری که وقتی شخص بر اثر مسئله ای (مثل مسئله ی آسانسور و ترس از ارتفاع) متوجه خواب بودن خودش در اون لحظه میشه ، در واقع امکان وارد شدن به یک رویای آگاهانه رو داره ، حالا و در این مرحله ، آموزه هایی مثل خیره نشدن و سطحی نگاه کردن وجود داره که باعث میشه ، اون جریان از هم نپاشه و شخص همچنان در رویا باقی بمونه ، اما با درصد آگاهی و کنترلی بیشتر. در اینجا شخص با امکانات نامحدودتری نسبت به بیداری ، میتونه اونچه بر خودش میگذره رو کنترل کنه. موضوع بسیار جالب و در عین حال پیچیده ایه ، و دستیابی به اون ، به شکل سیستماتیک و منسجم و منظم ، نیازمند تمرینهای بسیاره. اما جریان دیگه ای که از اون به اسم رویابینی یاد میشه ، در آموزه های کارلوس کاستانداست. رویابینی در آموزه های شمنیزم سرخپوستی که توسط او و کتابهای او به جهان معرفی شد ، در واقع دروازه ای به جهانهای دیگه است. هرگز توهم یا خواب معمولی نیست ، بلکه امکانی برای سفر در لایه های مختلف واقعیتهای موازی با این واقعیت موجودیه که با عنوان کل حقیقت پذیرفتیم. به اجمال اگه بخوام توضیحی درباره ی چگونگی ایجاد این نوع دریافت در این بینش رو بدم باید بگم کاستاندا معتقده علت اینکه ما جهان رو اینچنین درک میکنیم بر سر قرارگیری جای خاص موضعی به نام پیوندگاهه. پیوندگاه در واقع محل تلاقی و انباشتگی انوار انرژیایی ایه که ما و هر آنچیز دیگر در جهان از خود ساطع میکنه. البته برای توضیح دقیقتر نیاز به مطالعه ی دوستان در این باب هست ، چون اصطلاحاتی که به کار رفته ممکنه در جای دیگه کاربردی نداشته باشه. کاستاندا نقطه ی پیوندگاه در انسان رو به اندازه ی یک دست در پشت و میان کتف اون میدونه و معتقده علت ثبات این نقطه ، همان تفاسیر دنیا چنین است و چنان است که هرکس از بدو تولد به ما ارائه میده. علت این امکاناتی که ما در خواب داریم ، گذر از زمان و مکان و غیره ، همه جابه جاییهای سطحی و گاه عمیق پیوندگاه در عمق یا عرض جایگاه خودشه. کمین و شکار کردن ، اصطلاحیه که شامل رفتارهایی میشه که در نهایت منجر به تکان خوردن پیوندگاه از موضع ثابت خودش میشه ، رویابینی منجر به ثبات ارادی اون نقطه در نقاط بیشماری میشه که هر یک به اندازه ی جهان ما واقعیست. البته نباید اینطور تفسیر بشه که هر نقطه جهانی برای ما میسازه ، نه ، بلکه کاستاندا معتقده جهان مانند پیاز لایه به لایه است و ما فقط یکی از لایه های ساده ی اون رو درک میکنیم و با رویابینی میتونیم نگاهی گذرا به بیکرانگی این جهان و پیچیدگیهاش بندازیم. تجربیات رویابینی توسط کسانی که از این دریچه به جهان نگاه میکنند ، اندکی متفاوت از رویابینی آگاهانه ی معرفی شده توسط استفان لابرژه. من معتقدم که اون نوع از رویابینی ، هر چند که گویا ما رو با عدم محدودیتها روبرو میکنه ، اما کارکرد اون سیستم هم در نهایت در خدمت تفاسیر ما از همین جهان و همین لایه ی پیازه ، در حالی که رویابینی کاستاندا ، ما رو با دریای بیکران پیمایش ناپذیری روبرو میکنه.

                Comment


                • #9
                  RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

                  آقا من خوابم سیا و سفید و مبهم هست (شفاف نیست ؟ قضیه چیه لامب تصویرم سوخته ؟ چطور میشه درستش کرد ؟

                  Comment


                  • #10
                    من زیاد تجربه بختک رو دارم اما وقتی این اتفاق میوفته یه صدای جیغ مانند توی مغزم میپیچه که اگر تو اون شرایط خودمو نجات ندم احساس میکنم مغزم منفجر میشه
                    ولی به راحتی میتونم رویامو کنترل کنم... ح

                    Comment


                    • #11
                      نوشته اصلی توسط fatboy نمایش پست ها
                      RE: رویابینی آگاهانه - قسمت اول

                      آقا من خوابم سیا و سفید و مبهم هست (شفاف نیست ؟ قضیه چیه لامب تصویرم سوخته ؟ چطور میشه درستش کرد ؟
                      سلام .
                      من یک مرحله از شما هم بدتر هستم و بی هیچ عنوان نمیتونم خواب ببینم . مدت هاست این اختلال در من ایجاد شده، اینطور نیست که خواب ببینم و به خاطر نیارم، چون در اون حالت خواب دیدن محسوب میشه .چون وقتی خواب رو به خاطر نمیارید فرکشن یا سگمنت هایی از خواب مشخص کننده اینه که شما خواب دیده اید.

                      Comment


                      • #12
                        نوشته اصلی توسط AMIMAN نمایش پست ها

                        سلام .
                        من یک مرحله از شما هم بدتر هستم و بی هیچ عنوان نمیتونم خواب ببینم . مدت هاست این اختلال در من ایجاد شده، اینطور نیست که خواب ببینم و به خاطر نیارم، چون در اون حالت خواب دیدن محسوب میشه .چون وقتی خواب رو به خاطر نمیارید فرکشن یا سگمنت هایی از خواب مشخص کننده اینه که شما خواب دیده اید.
                        شما احتمالا داروي خاصي ( مثل داروهاي اعصاب يا خواب اور) يا كانابيس مصرف نمي كنيد؟
                        Fiat Lux, Fiat Justitia, Fiat Pax

                        Comment


                        • #13
                          نوشته اصلی توسط PsyShaman نمایش پست ها

                          شما احتمالا داروي خاصي ( مثل داروهاي اعصاب يا خواب اور) يا كانابيس مصرف نمي كنيد؟
                          سلام .
                          من به جز دمنوش های گیاهی که اون هم تخم کتان و زیره و صنا و ... هستند حتی آسپرین هم مصرف نمیکنم . از آخرین مصرف کانابیس و هارمالین هم شاید بیشتر از 7 ماه میگذره . الکارنتین و امگا 3 و ویتامین سی مصرف میکنم برای باشگاه، که قبل تر از اینها خواب نمیدیدم و الان هم این مواد تغییری رو حاصل نکردند.

                          Comment


                          • #14
                            نوشته اصلی توسط AMIMAN نمایش پست ها

                            سلام .
                            من به جز دمنوش های گیاهی که اون هم تخم کتان و زیره و صنا و ... هستند حتی آسپرین هم مصرف نمیکنم . از آخرین مصرف کانابیس و هارمالین هم شاید بیشتر از 7 ماه میگذره . الکارنتین و امگا 3 و ویتامین سی مصرف میکنم برای باشگاه، که قبل تر از اینها خواب نمیدیدم و الان هم این مواد تغییری رو حاصل نکردند.
                            عوامل دیگه ای مثل زمان خواب و استرس هم می تونه تاثیر داشته باشه. حالا که حرف از خواب و آرام بخش شد جا داره به تجربم از سومصرف لورازپام اشاره کنم. حدود دو هفته این دارو رو مصرف کردم برای کنترل اضطراب که وقتی متوجه وابستگی ام شدم اون رو قطع کردم. این رو هم بگم که این دارو برخلاف بقیه بنزودیازپین هایی که تابحال مصرف کرده بودم خیلی هذیان آور و عحیب بود. در زمان مصرف رویا دیدنم هنگام خواب کاملا متوقف شده بود ولی بعد از این که مصرف دارو رو قطع کردم رویاهای خیلی شفاف ام شروع شد. تابحال رویا به این واضحی و شفافی ندیده بودم. وسط رویا ها از خواب می پریدم چشمام باز می شد ولی توانایی حرکت نداشتم. این حالت چندین بار در طول خواب تکرار می شد و اکثرا با توهم همراه بود مثلا صدای یکی از بستگانم رو می شنیدم یا سایه های خیلی ترسناکی رو روی دیوار می دیدم. تجربه خیلی بدی بود فکر نکنم دیگه سمت این داروها برم.
                            As Above , So Below

                            Comment


                            • #15
                              نوشته اصلی توسط WeAreOne نمایش پست ها

                              مثلا صدای یکی از بستگانم رو می شنیدم یا سایه های خیلی ترسناکی رو روی دیوار می دیدم. تجربه خیلی بدی بود فکر نکنم دیگه سمت این داروها برم.
                              یادمه یکی از ترس های دوران کودکی ام بیدار شدن در نصف شب و دیدن سایه های ترسناک روی دیوار بود !
                              حتی یه بار سایه ی نیم تنه ی عده ای که به صورت صف در حال حرکت بودن رو دیدم که خیلی واقعی و ترسناک بود
                              هنوز هم نمیدونم واقعا توهم بود یا نه!
                              به نظر شما چرا ذهن در کودکی اینطور عمل میکنه ؟ (بدون مصرف دارو یا ماده ای دیگر)

                              Comment

                              Working...
                              X